|
 |
| خان طايفه حاج خواجه لو ، جواد خان امير تومار |
جواد خان امیر تومار :
از طرف مادر از تیره حاج محمد لو از طایفه حاجی خواجه لو و از طرف پدر از تیره محمد خانلو از طایفه حاجی خواجه لو می باشد . نام مادرش گل اندام دختر حاج محمد بود .
در حدود 100 سال پیش دوران مبارزاتی خود را طی میکرده است رشادتهای او در مقابل روس ها و ایفای نقش بارز او در دوران محمد علیشاه سال ها در داستان های اجدادمان گفته شده و اکنون نیز نسل به نسل منتقل می گردد .فردی نترس که در منطقه مغان مشکین شهر و تبریز صاحب اسم و رسمی بوده است .
داستانهایی از او و مراوداتی که با سیمیتقو کرد و امیر ارشد داشته است شنیده ام. گوشه ای از جنگ های جوادخان در شهر تبریز در کتاب تاریخ مشروطه آورده شده است . برادر جواد خان به نام حاج آقا خان در جنگ جوادخان با ایر ارشد کشته می شود . بعد ها امیر ارشد با جوادخان صلح می کند .
نوه های جواد خان هم اکنون در تبریز ، اهر و مغان زندگی می کنند. یکی از نوه هایش سرهنگ نیروی انتظامی بود و فرماندهی راهنمایی و رانندگی تبریز را تا زمان بازنشستگی اش بر عهده داشت. قبر جواد خان در روستای میزان از توابع مشکین شهر قرار دارد.
عکس دیگری از جواد خان مربوط به دوران پیری ایشان در اختیار این جانب می باشد که می توانم بعد ها در اختیار قرار دهم. در این عکس جواد خان به همراه پسر خوانده اش می باشد که فرزند رحیم خان چلبیانلو لو بود و بعد از مرگ رحیم خان همسر او با جواد خان ازدواج کرد . نوه پسر خوانده اش (در حقیقت نتیجه رحیم خان چلبیانلو) با فامیلی رحیمی هم اکنون در تبریز زندگی می کند.
فرستنده مطلب : جناب آقای شهرام روحی حاجی خواجه لو
طایفه ی حاج خواجه لو :
این طایفه در دوران فتحعلی شاه قاجار از گنجه ی امروزی وارد ایران دشت مغان شده اند که جزو بزرگترین طوایف شاهسون محسوب میشود . از دلاور مردان این طایفه میتوان به جواد خان امیر تومان اشاره کرد که فردی نترس و جنگاور بوده است.
جواد خان امیر تومان :
از مردان شجاع و غیرتمند و نام اور عشایر مغان است که حماسه های جنگی و مقاومت های دلاورانه ی او در مقابل دشمنان اشغالگر هنوز هم در اذهان مردان و زنان عشایر منطقه ی مغان و ارسباران باقی است.
جواد خان پسر محمود خان حاجی خواجه لو ست که همزمان با عموی خود حاجی حضرتقلی خان بر طایفه ی بزرگ حاجی خواجه لو ریاست میکرد البته او مرد جنگ .و رزم بود و چون دوره ی وی مصادف با اشوب ها و اختلافات محلی و منطقه ای و تجاوزات روس ها به قلمرو شاهسون ها بود اغلب سوار بر اسب و در میادین درگیری های ایلی و جنگ با دشمنان خارجی روزگار سپری میکرد.
جوادخان به خاطری رفتار و اعمال متفاوت خود از دیدگاه افراد مختلفی مورد توجه قرار گرفته که هر یک متناسب با نوع برخورد جوادخان وصف حال او را بیان کرده اند.
از دیدگاه بیگ زادگان طوایف بزرگ ایل شاهسون مغان و مشکین و اردبیل جوادخان رقیب و حریف قدرتمند اجداد انها و در عین حال جوانمردی شجاع و وطنپرست معرفی شده که حماسه ی ماندگار او را در مقاومت و مقابله با تهاجم سپاهیان روس با تحسین و تمجید یاد میکردند رعایای مناطق ارسباران و هریس و مشکین و ... او را بی رحم و غارتگر میشناسند در صورتی که ایشان بر اساس شواهد فوق و اسناد تاریخی ایشان فردی وطن پرست به خاک ایران محسوب میشود و مقابل نیروهای روسی با جان و دل تمام ایستاده و تمام انها را به هلاکت رساند.
جوادخان فردی شجاع و نترس و دارای غیرت ناموسی و مرد و مردانگی بود و عاری از هرگونه جاه طلبی طوری که هم اکنون نیز مردمان و مردان و زنان عشایری مغان به از جمله طوایف حاج خواجه لو و گیگلو و مغانلو و گبه لو و طوایف دیگر اردبیل و مشکین ومغان همچون قوجه بیگلو با غرور خاص ایلی از شجاعت و غیرت و مردانگی جوادخان میگویند و او را بزرگترین فرمانده جنگی عشایر در دوره ی ناصرالدین شاه قاجار و مظفرالدین شاه و بیست سال حاکمیت مشروطه خواهان معرفی میکنند و امیر تومانی را خاص امیر تومان میدانند و حکایات افسانه امیزی درباره اش نقل میکنند.
درسال 1326 ق روز سه شنبه 25 شعبان جوتد خان به دعوت علمای تبریز که گفته بودند دین اسلام در خطر است و ارامنه و قفقازی ها بر تبریز مسلط شده اند با 25 سوار از طایفه ی حاج خواجه لو به تبریز رفته و به مدت سه روز متوالی در محله ی باغمیشه با مجاهدین جنگ سختی کرده و عده ای از تفنگچیانش کشته شدند طوری که سربازان زنده بعد از جنگ معتقد بودند که جواد خان امیر تومان مثل امیر اسلان رومی تنها در میدان جنگ میجنگید.
نقش جواد خان در جنگ با اشغالگران روس اوج نام اوری جواد خان در جنگ با بیگانگان مقاومت شجاعانه ی او در برابر یورش سپاهیان فرمانده فیدراوف روسی از اردبیل و دیگر سپاهیان روس اعزامی از پادگان تبریز و مرز مغان در سال های 1330 و 1331 ق بوده که شرح ان مباحث مربوط به نهضت مقاومت شاهسون ها در مقابله با روس ها بیان شده است.
در جریان قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز چون امیر ارشد سام خان علیلو از خوانین قدرتمند ارسباران از خیابانی تمکین نمی کرد جوادخان حاجی خواجه لو به دستور شیخ محمد خیابانی به مقابله با او رفت و مدتی نیز در شهر اهر قره داغ را محاصره کرد و درگیری های سختی با امیر ارشد داشت در این جنگ ها حاجی اقا برادر جواد خان به دست تفنگچیان امیر ارشد کشته شد و جنازه اش مدت ها در یکی از محلات شهر اهر بر دار اویزان بود.
از انجا که جواد خان در برابر امیر ارشد عاجز مانده بود خطاب به شیخ محمد خیابانی که اصرار زیادی در سرکوب امیر ارشد داشت میگوید: من خیاط جنگ جنگ هستم هر طور محاسبه میکنم حریف امیر ارشد نمیشویم و شکست خورده باز میگردد جواد خان در جنگ با اسماعیل اقا سمیتقو در جریان جنگ اردوی دولتی با کردهای شورشی به رهبری اسماعیل اقا سمیتقو که اوایل روی کار امدن سردار سپه رضاخان پهلوی رخ داده بود .
و بعد از مرگ مشکوک امیر ارشد قراداغی در صحنه ی جنگ و شکست اردوی دولتی سواران شاهسون به اتفاق قوای دولتی جنگ مشترکی را بر ضد سمیتقو طراحی کردند .
در این درگیری جواد خان امیر تومان با 150 نفر از سواران تحت امر خود شرکت و ابراز رشادت کرد اسماعیل اقا سمیتقو هنگام فرار از معرکه ی جنگ اهل و عیال خود را به جا گذاشته و در جواب همسر حامله ی خویش که پرسده بود چرا ناموس خود را در میان فاتحان جنگ به جای میگذارد؟ گفته بود من نگران شما نیستم چون شما در اختیار جوانمردی هستید که غیرت ناموسی دارد و اشاره به جواد خان کرده بود.
 |
| اين تصوير مربوط ميشه به سميتقو و پسرش و يارانش |
|
|
|
|
|
 |
|
جواد خان حاج خواجه لو در سال 1320 روز قبل از تجاوز نیروهای روس به نواحی شمال و شمال غرب ایران دار فانی را وداع گفت.
فرستنده مطلب : جناب آقای ارسام طالش میکائیل
http://www.shahsavan-iran.blogfa.com
|
|
|
| (( شرح حال بزرگان عشایر که به وطن خویش خدمت کرده اند )) |
| ... افکار جوادخان جهت خرید وسایل جنگی از روسیه ... |
به استحضار می رساند که اکنون محل سدی که در خدا آفرین دولت محترم آن را احداث کرده اند قبلاً محل گذر بازرگانان ایرا ن وروس بود در این محل عشایر وسایر تاجرین جهت خرید فروش جمع وبه محض اجازه دولت طرفین حمل کالاصورت می گرفت وحتی در این محل بدون بردن کالا به داخل روسیه معاملات با رضایت طرفین صورت می گرفت در این رابطه خاطراتی از مرحوم جوادخان نقل می کنند که جوادخان وسایل ارزشمند قدیمی نیز با نوکر خویش به محل نظیر چندین قطعه ورنی از نوع ابریشمی درجه یک و... به محل برده بودند تا با تجهیزات جنگی لازم که توافق آن قبلاً ظاهراً شده بود مبادله کنند پس از گذر تاجرین واتما م معاملات در محل یکی از تاجرین مهم روسیه چشمش به جوادخان افتاده اعلام می کند این مرد بزرگ جوادخان امیر تومان حاجی خواجه لو نیست جواب می دهند آری ؟می گوید این هم برای تجارت آمده مردم می گویند نمی دانیم وبعید به نظر می رسد تاجر بزگ روس وایران نزدیک شده از نوکر امیر تقاضای سئوال کرده وبالاخره پیش امیر می آیند وپس از احترام خاص سئوال می کنند میشه بپرسیم که این اجناس گرانبها با قیمت خوب به ما می فروشی ؟ جوادخان جواب می دهد نه خیر می گویند چرا امیر از ما خوشت نیامد جواب می دهد که ما این وسایل به یک فرد دیگری از روسیه می دهیم ودر عوض چیز دیگری خواهیم گرفت در بین این مذاکرات تاجر ی که قبلاًبا او جهت گرفتن تجهیزات جنگی توافق کرده بودند وارد شده وضمن عذر خواهی از تاخیر بلافاصله فشنگ واصلحه و... را به امیر تحویل و قطعات فرشی را تحویل می گیرند تا جر دیگر حساس شده از جوادخان می پرسد به جای خریده تجهیزات آنهم برای بکار گیری نیروی شوروی چرا برای سایر خورد وخوراک ودیگر وسایل مایحتاج زندگی این پر از ارزش ررا مبادله نکردی ؟ جوادخان به تاجر جواب می دهد خورد وخوراک را همیشه می توان پیدا کردولی اگر اجنبی خاک ایران را تصرف نماید نمی توان آن را بدست آورد ومن تا زمانی که زنده هستم در صورت تجاوز روسیه به خاک ایران با همین وسایل خریداری شده از روسیه با متجاوزین می جنگیم تا خاک وطن حفظ شود واجنبی ها به ما مسلمانان نتوانند مسلط شوند در اثنای این مذاکرات جوادخان به نفرات خود دستور می دهد وسایل خریداری شده را حمل ولی متوجه می شود که اینها مامور دولت هستند که با جوادخان وارد معامله شده ومی خواستند پی به اهداف جوادخان ببرند از جوادخان می خواهند که با فرماندهان روسیه مذاکره وبه توافق برسند نفرات جوادخان اول به طروق مقتضی وسایل را با اشاره امیر از محرکه خارج ووقتی جاسوسین اعلام کردند حالا وسایل نگه دارید کنترل کنیم برادر جوادخان پی به اهداف جاسوسین پرده وبه امیر نیز اشاره می کند مواظب خود باشد در این مرحله جوادخان از تاجری که قبلاً با او صحبت معامله اسلحه و...کرده بود سئوال می کند شما ناقض ظاهراً توافقات قبلی هستی این رسم معامله وصداقت وتجارت وجوانمردی نیست واین افرادی که الان با شما هستند بنده با اینها معامله نکرده ام چرا اینها دخالت می کنند بالاخره امیر ونفراتش جواب بلند به جاسوسان واین برنامه تنظیم شده می دهند وکشف می شود که جاسوسان پی به معامله بین جوادخان وتاجر روسی شده واینها را کنترل وتحت تعقیب قرار تا این معامله بهم بزنند وتاجر روسی وجوادخان را به نحو مقتضی دستگیر وبه روسیه ببرند. جوادخان به دور ور خود نگاه کرده متوجه میشود که برادر خویش بالاخان مانند شیر ناظر به این تبادل مذاکرات می باشد واز برادر خویش جوادخان امیر تومان ششدانگ مواظب وهر لحظه آماده مبارزه هست جوادخان به تاجر اشاره که لو رفته ا ی یا خیانت کرده ا ی؟ متوجه می شود که خیانت نکرده وتحت منترل قرار گرفته به جاسوسان روسیه می گوید بالاخره ما این وسایل را گرفتیم ومی بریم اگر موردی هست اعلام فرمایید ؟جواب می شنونند که معامله فسخ ووسایل شما مال خودت ووسایل تجهیزات جنگی مال خودمان وقضیه تمام شود جوادخان جواب می دهد بهتر بود شما نمی گذاشتید تا اینجا این وسایل حمل می شد ؟ولی حالا جرا ؟می گویند که ما می خواستیم به فهمییم که این معامله را تا جر ما با که انجام می دهد و وقتی حقایق کشف شد دیگر مبادله غیر ممکن است واین تاجر هم مرتکب جرم وخیانت شده است بهتر بود از مبدا مانع حمل این وسایل می شدید دیگر حالا چرا می گویند وسایل وشماها بریم ومذاکرات بعدی پیش مسئولین انجام واگه اجازه دادند وسایل مال شما باشد جوادخان جواب می دهد نه ما ونه این تاجر هیچ جا نمی روییم ونهایتاًتاجر به جوادخان متوسل که اگر بنده را اینها ببرند مورد آزار اذیت قرار می گیرند جوادخان جواب می دهد که حتی ارتش روس هم نمی تواند شما را از من بگیرد.
از دیدار مهم وتاریخی جوادخان با استالین رئیس جمهور وقت روسیه با استناد ابه مفاد کتاب دکتر هریسی که از جوادخان استالین به روسیه دعوت وپیشنهاد قبولی سمت در آن کشور به عنوان معاون رئیس جمهور داد ولی جوادخان آن را رد واعلام داشته که من یک فرد وطن پرست وخود شیعه که به آن افتخار می کنم هستم ودنبال مقام نیستم ومن یک میهن دوست ومرزبان کشور عزیز خود ایران می باشم وهر کشوری قصد تعرض به خاک ایران داشته باشد با آن کشور تا آخرین قطره خون جنگ خواهم کرد بنابرین به شما آقای استالین پیشنهاد می کنم که نیروی خود را از ایران بیرون آنوقت بنده به لشکر شما حمله نمی کنم ولی تا زمانیکه روسیه به خاک ایران حمله نماید بنده در دفاع از آن تمام سعی وکوشش خودم را بکار خواهم گرفت استالین با تحسین از غیرت وشهامت جوادخان گویند که پیشنهاد جوادخان را قبول وقول داه که به آذربایجان حمله نکند وگویند که به جوادخان پیشنهاد داده که از شما در ایران حمایت کنیم وحکومت را بدست آوری ولی باز جوادخان تکرار کرده است که من دنبال مقام نیستم.
فرستنده مطلب : جناب آقای محمد
در بین این مباحثه بالاخره جاسوسان که به ارتش روسی خبر داده بودند واز قبل از موضوع مطلع شده بودند وارد شده وپس از مذاکرات لازم نتیجه به درگیری منجر نگو که جوادخان احتمال وقوع حادثه را پیش بینی وبه نفرات خود دستور که از فاصله دور مواظب وبه محض اشاره ودرگیری مانور لازم را انجام دهند وبه محض اطلاع از حضور دستور حمل را صادر وتیر انداز از محل تعین ئشده انجام که بلا فاصله قزاقان وافسران روسی حاضر تقاضای مذاکره وصلح ولی جوادخان بشدت به آنان حمله ودستور دستگیری وتسلیم حاضرین در محل را م دهد برادر جوادخان که کمی فاصله گرفته بلا فاصله به تاجر نیز اعلام که حرکت کرده واز روسها فاصله وبه نفرات آنان ملحق در غیر این صورت شما نیز جزو خائنین وبی دینان محسوب وهر لحظه احتمال مرگ شما نیز هست متاسفانه از ارتشیان روسی نیز نگو بمانند جنگجویان جوادخان مواظب روسها از کوه روبرو سنگر گرفته اند که موضوع حضور آنان را با دوربین کنترل می کرد بلا فاصله به نفرات خودی دستور تا دور ور جوادخان را محاصره ودر جا جوادخان سوار اسب طاووس شده وبا کمی فاصله آنچنان جنگجویان جوادخان جنگ را از چندین نکته آغاز تا ارتشیان روس نتوانند به اهداف شوم خود که هدف دستگیری جوادخان ویاران اوبودند برسند کسی که آن موقع در این صحنه حضور داشت واز طایفه حاجی خواجه لو بود نقل می کرد که نزدیک بود جوادخان وپسرش تیر بخورند ولی به گوش اسب جوادخان تیر خورد ومتاسفانه پس از جنگ سخت ونهایتاًحمل تجهیزات جنگی موضوع شدت جنگی به قدری بالا گرفت که صدای تیر انداز ی در این جنگ به طایفه حاجی خواجه لو می رسد بلا فاصله متوجه درگیری می شوند وبه کمک آنان می شتابند می گفت متاسفانه پسر عموی جوادخان تیر خورده وبه شدت مجروح وحتی قادر به حرکت نمی شود برای اینکه ایشان را از صحنه خارج نمایند جوادخان دستور می دهد جنگ را از نکته دیگر شروع وبه پسر خود دستور که به نحوی مجروح را از میدان نبرد خارج تا شاید جان سالم بدر برد راوی می گفت دامنه جنگ به قدری گسترش یافت که گلوله از هر طرف عین بار ان می بارید وپس از تلاش فراوان این امر تحقق که متاسفانه پسر جوادخان کمی از پا مجروح ولی اگر در سنگ بزرگی سنگر نمی گرفت احتمال دستگیری ومرگ بسیار بالا بود.
باران می بارید واگر درایت ومهارت جوادخان نبود احتمال نجات غیر ممکن بود زیرا روسها از توپ جنگی نیز استفاده می کردند وما توپ جنگی نداشتیم مدت جنگ بیش از پنج ساعت به طول کشید ونهایتاًپسر جوادخان بنام صمد مجروح را از صحنه ومیدان نبرد با تحمل مشکلات سخت خارج ومراتب را به جوادخان اطلاع ولی اسب صمدخان نیز تیر خورده ومی ماند پس از این اطلاع جوادخان از موضوع نجات یاران خویش مطلع وآنجنان جنگی را بر علیه روسها از سه نکته که برادر از یک نکته وخود از صحنه دیگر ویاران دیگر به اتفاق پسرش از صحنه دیگر شروع ودهها سالدات روسی را بیکی پس از دیگری به جهنم واصل ولی هر گز دست از جنگ نمی کشد و می فرمود که چشم روسها نزدیک عصر ضعیف می شود وپیروزی ما نزدیک است وپس از نبرد فیمابین گرچه عده ای زیاد از قزاقان روسی کشته شدند ولی جوادخان نیز به طور کامل از مجروحین خود اطلاع کسب می نمود وبلا فاصله دستور انتقال آنان را می داد تا در حد امکان مداوا شوند.
جالب اینجاست که تاجر روسی ملحق شده به نیروی جوادخان داروهای بسیار ی نیز با خود آورده بود که این داروها در این جنگ بسیار کارساز شده وجان بسیاررانجات داد وخود تاجر روسی که اسمش را الان فراموش کرده ام ودر گزارش بعدی عرض خواهم به نقل از مشهدی سهراب که از جنگجویان بسیار مفید وزرنگ و نام آور جوادخان بود به مداوای مجروحین از لشگر جوادخان می پرداخت سهراب نقل می کرد که این تاجر مدت بسیاری در نزد جوادخان بود واز طریق ارتباطات جوادخان خانواده این تاجر به ایران منتقل ودر ایران بعدها به تجارت مشغول شد ودر ایران ماندگار شد سر اندازخانم برادر جوادخان این موضوع را شخصاًبعدها نیز تائید می کردند وبنده به نقل از عظمت خانم دختر جوادخان که در طایفه مهم قوجه بگلوها عروس بود وقایع حادثی به این موضوع راشنیدیم وآقای سهراب می گفت جوادخان غیر از اینکه کالا واجناس گرانبها قرار بود به ایشان بدهد همه را که داد هیچ. حتی پول بسیاری نیز از بابت همین معامله تاجر نقل می کرده به ایشان امیر داده است.
بلی بودند مردان غیرتمند وبا شرفی که از میهن خویش حتی با دادن شهید فراوان از اقوام وبرادر وپسر خویش چنین دفاع می کردند ونام خویش را در این سرزمین پر از عشق بیادگار گذاشتند میهن دوستی کار هر کسی نیست وامروز ملاحظه می کنید اشخاص غیر متعصب به میهن وجود دار د که حتی رازی به تجزیه کشور با وطن فروشی هستند بس بیایید به اینها نشان دهید که بمانند ابائ واجداد خودمان با تبعیت از دستور مقامات بالای ایران مخصوصاً مقام معظم رهبری دست بدست هم داده وبه میهن خویش خدمت کنیم زنده باد دوستداران ایران عزیز مطلب بعدی در آینده از جنگ جوادخان به اتفاق ارتش به نقل از امیر لشکر امیر احمدی فرمانده ارتش شمالغرب کشور با شورشکر رئیس ایل شکاک همان کرد که با این موضوع مطابقت دارد عرض خواهم کرد طوریکه جوادخان قصد جمله به ارتش روس را داشته که امیر الشکر از ارومیه به جوادخان تلگراف تا با هزار وپانصد نفر خود را به ایشان در ارومیه جهت مبارزه با سمیتقو که عاجز از جنگ با او شده بود برساند که محقق شده وباعث شکست سخت سمیتقو شده است.
لازم است در اینجا از جنگ جوادخان با سمیتقو که تحت الحمایه ترکیه بود نیز اشاره کنم بعداز شکست دادن سمیتقو توسط جوادخان موضوع در رسانه های خارجی وداخلی که لشگر آذربایجان به سرپرستی سر لشکر امیر احمدی ولشگر شاهسونها به سرپرستی جوادخان سمیتقو را شکست داده اند روسها وانگلیس عشایر آذربایجان را تخریک ودنبال سه هدف بودند.
و سه سياست قوي در آذربايجان را تحريك مي کردند.روسها که مشتري هميشگي آنجا هستند ترکها هم دچار وسوسه \" پان تورآيزم \" شده بودند ، و انگليسيها هم سر و گوشي به آب مي دادند . چرا چون وقتی در ایران امنیت بر قرار می شد اجانبها نمی توانستند به ایران مسلط واهداف شوم خود را پیاده نمایند وثروت ایران را غارت نمایند بنابرین سعی در نا امنی کردن وضعیت ایران را داشتند واز طرفی وقتی عشایر را تحریک کردند جوادخان در کردستان در جنگ بود وآنها ازعدم حضور جوادخان در منطقه سو استفاده می کردند.
در این رابطه سر لشکر امیر احمدی در خاطرات خود به قلم مهند س منوچهر کارگر می گوید وقتی از توطئه روسها وانگلیس در آذربایجان از باب تحریک عشایر بر علیه دولت وقت مطلع شدم سرهنگ گریگور وجوادخان حاجی خواجه لو رئیس شاهسون را جهت رسیدگی به وضعیت از ارومیه به آذربایجان اعزام که بلا فاصله آنان با شورشگران برخورد وقایله را تمام واز توطئه روس وانگلیس نیز بعداز شکست سمیتقو جهت بر قراری آرامش وامنیت در مرز وبین طوایف شاهسونها بر خوردار وموفق شدیم.
آیا می دانید در این رابطه سمیتقو با ارتش ترکیه به نقل از بزرگان ارتش وقت وبا توطئه سفیر ترکیه وحتی پیشنهاد سفیر در تهران به رضاشاه می خواستند تمام نقاط آذر بایجان را تصرف وحکومت نمایند که موضوع با هوشیاری شاهسونها وهمکاری آنها با ارتش وقت موجب فرار سمیتقو در مقابل حملات جوادخان وارتش به ترکیه شد بنابرین به هر نکتها ی از تاریخ در آن زمانها می ریسیم وطن پرستی ودلاوری جوادخان چه در داخل کشور وجه در خارج از کشور همه را متحیر وزبانزد بوده وبی جهت نیز نبوده است که ارتش روس همیشه در دنبال جوادخان بودهاند وحتی به قدری به این ابر مرد تاریخ حساسیت داشتند وسعی در کنترل آن می نمودند.
که مبادا جوادخان حمایت دولت وقت ودر اختیار گرفتن ارتش ایرا ن قصد حمله به کشور روسیه مخصوصاًجهت باز پس گرفتن شهرهای مجزا شده از ایران را بنماید چون جوادخان بارها تکرار می کرد که ارتش ایران با من همکاری نماید پرچم ایران در مرکز شوروی بلند وبه جا می زنم منظورش این بوده است که شوروی در صورت متحد شدن بزرگان ایران نمی تواند خاک ایران را تصرف نماید که هیچ ؟بلکه میتوانیم به آن کشور در صورت اتحاد غلبه کرده وشهرهای از دست رفته را مجدداً باز پس بگیریم . بلی جوادخان با مطالعه تاریخ وعملکرد بزرگش چنین قدرتی در را مقابله با اجنبی ها همیشه داشته است.
می فرمود که قدرت باز پس گرفتن خاک متصرفی را داریم واگر حمایت می شد می فرمود که پرچم ایران را در مرکز شوروی نصب می کنم بلی خودتان قضاوت کنید که این ابر مرد چقدر وطن دوست وشهامت وشجاعت ودلیری داشت که به فکر کشورش بود جوادخان به نقل از سهراب که از جنگجویان بنام جوادخان واز فامیل خویش بود می گفت هر موقع برای سرکوپ همو طنانش از جوادخان دولت وقت در خواست می کردند می گفت که بیایید متحد شده واز خاک ایران دفاع نماییم ویا خاک وشهرهای مجزا شده را به تصرف ایران در بیاوریم نه اینکه در داخل کشور با همنوعان خود برای کسب مقام مبارزه کنیم ؟
به جان هم بیافتیم وهمیشه چنین موردی را رد می کرد ولی نظر به اینکه سمیتقو تعرضات بسیاری را به همشهریان وهم وطنان خود در آذربایجان وحتی برای تجزیه آن از ایران می کرد مبارزات سختی با لشگریان ایشان کرد وبه شدت آنها را شکست داد طوریکه با ارتش وقت نیز نهایت همکاری را به عمل آورد که شرح آن در کتاب مهندس منوچهر کارگر راجع به اقدامات غیر قانونی سمیتقو بیان که در این رابطه از خدمات مهم جوادخان به نقل از خاطرات بزرگان وفرماندهان ارتش وقت که جوادخان چقدر در راه آزاد شدن شهرهای آذربایجان رشادت نشان داده وجنگ سختی را بر علیه آنان بکار گرفت بیان شده است.
آنان انجام داده به خوبی بیان شده است وحتی توطئه روسیه وانگلیس بر ملا شده ونتوانستند از تحریک عشایر آذربایجان نتیجه بگیرند زیرا وقتی پس از شکست سمیتقو نتیجه ای عاید غارتگران ومستکبرین شود این دفعه می خواستند از طریق عشایر شاهسون موجب نا امنی ایران عزیز بشوند که جوادخان بلا فاصله به درخواست سرلشگر امیر احمدی به طوایف شاهسون عزیمت وآنان را از افکار شوم انگلیس وشوروی مطلع وحتی کسانیکه قصد تعرض را نیت می کردند پاسخگو ومجبور به آرامش ودفاع از وطن کرد و به شدت با توطئه اجنبی ها برخورد وامکنیت را در آذربایجان برقرار کرد.
لازم به توضیح است که تمام این مطالب مستفاد از تاریخ نوشته شده ونقل وقولهای سینه به سینه که هرکدام از مطالب ممکن است در منابع وجاهای مختلف بیان شده است مرقوم می گردد وحتی برای بیان کامل آن نمی توانم قلم فرسایی کنم که از نویسندگان وتاریخدانان وادبا تقاضا دارم مستند به تواریخ وتحقیقات جامع از خدمات جوادخان حاجی خواجه لو به میهن عزیز وحتی در صورت وارد بودن انتقادات بنویسند.
جهت شناخت مرحوم جوادخان امیر تومان عکسهای باقی مانده از آن مرحوم در زمان آتی منتشر خواهد شد وجون مقبره این مرد بزرگ نیز گویا مرمت میشود نقل می کردند که گفته اند عکسهایش رااقوام نزدیکش گویا قول داده اند که به مقبره ا ش بزنند که به محض حصول نتیجه منتشر خواهم کرد.
جریان عدم الحاق بیله سوار به روسیه سابق به نقل از تاریخ نویسان وریش سفیدان حاضر در محضر جوادخان امیر تومان ؟در جریان تعیین سرحدات مرزی در آذربایجان با حضور نماینده دولت ایران وشوروی وسران عشایر بالا خره توافق میشود که شهرستان بیله سوار نیز به روسیه واگذار وبین سرحد مرزی از سرزمین بیله سواربین روسیه وایران مرز تعین وامضاءمیشود که موضوع اختلاف فیصله وصلح برقرار گردد وتوافق به صورت فوق انجام می گردد پس از امضاء سران روسیه متوجه میشوند که جوادخان حاجی خواجه لو در این جلسه حضور ندارد وبرای توافق باید امضائ نیز باشد وسئوال می کند که امیر چرا تشریف نیاورده وآیا دعوت نامه به او تحویل نداده ا ند بزرگان ارتش ایران می گویند چرا ولی گویا با تاخیر تشریف خواهند آورد.
واعلام میدارند جوادخان که با روسیه در جهت دفاع از سرزمین ایران همیشه جنگ کرده ونظر ایشان برای تعیین مرز حائز اهمیت است تا فردا ودر آینده جنگی بین دوکشور از این لحاظ ایجاد نشود در اثنای این مذاکرات جوادخان وارد مجلس شده وپس از پذیرایی توافق به جوادخان قرائت که جوادخان نیز این توافق را تایید ویا امضاء فرماید جوادخان رو به حاضرین کرده اعلام می فرماید که اگر بنده نبودم وطن فروشی می کردید چرا باید شهر وخاک ما را روسیه به زور اصلحه توپ وتانک از ما بگیرد این ننگ است این توافق را بنده قبول ندارم وامضاء نمی کنم وحتی اگر جنگ دیگری را شروع کرده باشیم سران ارتش ونماینده وقت دولت اظهار می دارند که امیر بالاخره توافق کردیم اجازه بفرمایید موضوع احتلاف تمام بشود وقرداد صلح وتعیین سرحدات مرزها به شکل توافقی پایان یابد.
از این ساعت شروع بکنیم جوادخان به فرماندهان ارتش می گوید شماها می توانید امضاء کنید ولی اگر بنده را به عنوان اعضائ ایرانی خود قبول دارید این توافق ننگ است وفردا ما به فرزندان سرزمین خویش چه جوابی خواهیم داشت ؟ بنابرین این توافق نیست بلکه تسلیم به خواسته اجنبی ها است بنده وقتی برای آزادی آذربایجان غربی عازم ارومیه شدم وبا ارتش در پیشگیری از تصرف آذربایجان با سمیتقو در حال جنگ وآن را علیرغم حمایت ترکیه شکست دادم روسیه وانگلیس توطئه دیگری در تحریک همین شماها عشایر وطن پرست در مرز وبین طوایف شاهسون ایجاد که اگر بنده نبودم ممکن بود بین دولت خودمان وعشایر جنگ سختی شروع گردد وقطعاً بنده را نیز وادار تا از عشایر خودمان حمایت کنم بنابرین ما نباید به توطئه اینها مجال دهیم وگرنه خاک وطن را از دست می دهیم وبزرگان طوایف به شماها بزرگان اجازه نمی دهم به عنوان رئیس عشایر این توافق را امضاء فرمایید وننگ بزرگی را بر پیشانی خود از این بابت تا ابد بزنید.
شماها عشایر وعموزاده های خود موضوع را باز وبا متخلفین وتحریک شده جهت نا امنی کردن آذربایجان وساکنین مرز شمالی جواب نمی دادم و آگاهتان نمی کردم الان ارتشیانی که در اینجا حضور دارند به عنوان مخالف با شماها شاید وارد جنگ می شدند پس لازم است که ما از سر زمین خود به صورت متحد پاسداری کنیم ونباید من که برای دفاع از این سرزمین به حمایت شماها مردان بزرگ فرزندان وقوم خویش وهم ایل خود را از دست داده ام به این راحتی بیله سوار را نیز به روسیه دو دستی تقدیم کنیم وباید شهرهای مجزا شده اعم از باکو وکنجه وشیروان را از روسیه بگیریم وبنده آماده جنگ هستم نهایتاًریش سفیدان وبزرگان ارتش وقت جوادخان را متقاید که ما در حالت فعلی قادر به مقابله با ارتش روسیه با داشتن تجهیزات جنگی بالا نیستیم وباید زمان آن برسد تا با برنامه ریزی برابر نظر حضرتعالی اقدام نماییم گفته اند که امیر ایران در حالتی نیست که مابا شوروی بیافتیم بالاخره اجازه بفرمایید موضوع فیصله وصلح بین دو کشور برقرار گردد.
این موضوع توافق را در تاریخ زندگی خود وایران عزیز ننگ می دانم هرگز این توافق نباید امضاء وتمام شود بالاخره وقتی ارتش ونمایندگان شوروی از اراده مصمم جوادخان به این دلیری وشهامت وشجاعت مطلع می گردند موضوع را از جوادخان خواهش که اجازه بفرمایید این توافق نامه امضاءوما در آینده به طروقی نظر حضرتعالی را تامین می کنیم ؟این پیشنهاد روسیه جوادخان را آنچنان ناراحت که به نمایندگان روسیه جواب می دهد که مهمترین نقاط ایران را از دست دادیم واین از بی عرضگی شاههان ما بوده است واگر از من حمایت می کردند پرچم ایران را همانطوریکه به آقای استالین رئیس جمهور شوروی در دعوتم به روسیه گفتم در مسکو می زدم حالا که ما توانایی دفاع از سرزمین خودمان را داریم تسلیم به خواسته غیر شرعی وغیر قانونی شماها شویم وفردا این امر را مجتهدین ما مستحضر واعلام خواهند کرد که جوادخان نیز با روسیه ساخته وبنده را بی دین معرفی می کنند وحق هم دارند.
در دعوتم به روسیه به آقای استالین رئیس جمهور روسیه عرض کردم در مسکو می زدم واز ایشان خواهش کردم که تصرف وحمله به آذربایجان را جهت برقراری صلح وامنیت از برنامه خود خارج تا ملت ایران وشوروی به آرامی وبدون جنگ وبرتری به یکدیگر در امنیت زندگی کنند وآقای رئیس جمهور شوروی به من قول داده بود حالا شماها مجدداًمی خواهید قسمتی از آذربایجان وشهر باقی مانده بیله سوار را تجزیه وبه خاک خود ملحق کنید واین خارج از عرف بین ا لمللی وقانونی وشرع مقدس است که ما فردا به بزرگان دینی خود چه جوابی خواهیم داشت واگر علما ومجتهدین این قرداد را ببینند شاید حکم جهاد دهند ومسئله به این سادگی نیست شیخ محمد خیابانی از مبارزین سرسخت ودوست گرامی بنده است وقتی با هم مذاکره می کنم دستورشروع جنگ وتصرف شهرهای از دست داده را برنامه ریزی می کند.
را فردا ببینند چه جوابی خواهیم مستحضر هستید که شیخ محمد خیابانی یکی از علمای بزرگ در ایران بوده وپیوسته از تجزیه خاک ایران در عذاب هستنمد وبه بنده بارها اعلام می فرماینند که باید روزی شهرهای از دست رفته آذربایجان را جوادخان باز پس گرفته وبه فرزندان ایران عزیز تحویل دهیم حالا شماها با این وضع در صورت تحقق این قرداد تصور نمی کنید مجتهدین ایران فردا حکم جهاد دهند قطعاًچنین خواهد بود بنابرین تحقق این امر هم برای من پس از این همه مبارزه وجنگ بسیار عذاب دهنده می شود وقبولی آن غیر ممکن است نهایتاً پس این همه مبارزه وملاحظه عدم قبولی جوادخان توسط هیات ایرانی وروسیه وبالاخره پس از مذاکرات فراوان وجندین روزه واطلاع دادن موضوع عدم قبولی جوادخان به روسیه توسط نمایندگان خود به فضل پروردگار ودر نتیجه هوشیاری وآگاهی وغیرت وکمک شایان جوادخان ،روسیه از خواسته خود منصرف ونهایتاًشهر زیباوپراز غیرت بیله سوار از قرداد تجزیه والخاق آن به روسیه اصلاح وقرداد سر حد مرز از نکته پایانی بیله سوار امضاء می گردد.
اصرار جوادخان وغیر ممکن بودن عدم تحقق توافق صورت گرفته ،روسیه به تصرفات قبلی خود بسنده ورازی شده واز طرفی نمایندگان ایران نیز وقتی این عمل خیر جوادخان را می بینند ضمن قدر دانی وتشکرات فراوان وبا بر پا کردن جشن بزرگ این پیروزی بدست آمده را مجدداًجوادخان به طوایف عشایر حاضر تبریک وآنان را پیوسته به دفاع از سرزمین آذربایجان عزیز وهمکاری با همدیگر وارتش ایران جهت دفاع از سرزمین میهن عزیز تشویق وتوصیه واین توفیقات مایه سربلندی هیات ایرانی حاضر درجلسه وعشایر وطن پرست واهالی شهر بیله سوار گردید به همین خاطر بیله سواریها همیشه ازجوادخان با نام نیک وغیرتمند یاد می کنند زنده بادایران سرافراز و بیله سواری ها همیشه از این وقایع مهم حادث شده با نام نیک از جوادخان یاد برده وزحمات این ابرمرد تاریخ را همیشه به خاطر خدمات مهم تحسین وبه روح آن مرحوم حمد وسوره خوانده وصلوات می فرستند .
... زنده باد ایران همیشه سرافراز وپاینده باد بیله سواری های غیرتمند ...
جنگ سرانداز خانم حاجی خواجه لو با روسیه
جنگ سرانداز خانم خواهر جوادخان امیر تومان با لشگریان روس سرانداز خانم که جوادخان به خاطر رشادت وسلحشور ی وی، او را برادر خطاب می کرد در زمان حمله شوروی به خاک ایران عزیز دوشادوش برادر خویش با پوشش لباس جنگی مردانه در میدان نبرد با لشگریان روسیه می جنگید و مواظب سنگر حوادخان نیز میشد وبا استفاده از تاکتیک جنگی صدها سالدات روسی را به قتل می رساندند شهامت وشجاعت این زن وطن پرست عشایر ،پس از گذشت یک قرن هنوز هم در اذهان عشایر ورد زبان شده واشعار آن زمان را که در وصف او سروده اند در مجالس ومحافل اعم از زن ومرد بیان می نمایند
یند از ایشان سئوال می فرمایند که چه لزومی است شما به مانند برادر خود در میدان نبرد با بیگانگان دوشادوش برادر نامدار خود مشغول جنگ می شوید ؟
بیان فرموده که با شوهر خویش عهد وپیمان کرده ام که در زمان جنگ باید به برادر خودم جوادخان کمک کنم وتحمل تنها گذاشتن او در میدان جنگ را ندارم وبه رزمندگان جنگی کمک وخود فرماندهی قسمتی از جنگ را به عهده می گیرم وشوهرم نیز آن را قبول کرده بنابرین در تمامی جنگ برادرم شرکت وتحمل تنهایی وی را در جنگها ندارم.
شعر سروده در قهرمانی سرانداز در زمان جنگ روس لعنتی وایران که به تقویت روحیه سلحشوران می سرودند: توفنگی دولدور سرانداز ! بایراغی قالدور سرانداز ! گوجووی بیلدور سرانداز ! آی سرانداز، آی سرانداز *
* ترجمه: سرانداز، تفنگ را با گلوله پر کن! بیرق را در بلندیها نصب کن! و قدرت و زورت را نشان بده! ای سرانداز قهرمان.
در خصوص رشادت وجنگ های داخلی وخارجی این زن قهرمان در کتاب تاریخی کلیه نویسندگان آذربایجان شرقی اشارتی شده است وعلاقه مندان به تاریخ که بنده از بیان کامل آن مهارتی چندان کافی ندارم می توانند با مراجعه به متن نگارش شده پی به رشادت وجوانمردی این زن تاریخ ساز برده ومطالب را بصورت مستند مرقوم تا شاید وطن فروشان با ملاحظه دلاوری این قهرمان به غیرت آمده ودر کنار مسئولین ایران عزیز در حفاظت از آرمان انقلاب کوشا ووطن دوستی وحفاظت از آنرا سرلوحه زندگی خویش قرار دهند.
فرستنده مطلب : جناب آقای محمد
|