یونانیان باستان، بامطرح ساختن واژه «تخنه» درمفهوم «صناعت» و «ساختن» ازیک سو و واژه «لوگوس» درمفاهیم « شناخت »، «خرد»، «منطق»، کلام و ... ازسوی دیگر،  زمینه استعمال و رواج اصطلاح «تکنولوژی» را فراهم ساخته اند.

 علیرغم اینکه ازکاربردعمومی و ترجمه کلی این اصطلاح، مفهوم «فن آوری» استنباط گردیده؛ بااین حال، درهر دوره ای، برمفهوم  ذهنی یکی از مشتقات آن، بیشتر تأکید شده است. گاهی بازخورد آنرا به عنوان «فن» و «تکنیک» کاربرد«دستاوردهای» شناخت و زمانی نیزبه صورت «شناخت» تکنیک و نحوه « کاربرد »فنون، برداشت کرده اند.

 

 دردهه های اخیر که گاهی به «عصرالکترونیک»،  زمانی به دوران «فوران اطلاعات» و برخی مواقع نیز، به مرحله «ارجاع به اسطوره ها»، تعبیرمی شود، شق «لوگوس» بیشتر وبیشتر بازنمود پیدامی کند.

 این بازنمود، ناشی از«تحول» بی وقفه و«نوگرایی»، به عنوان مشخصه بارز«مدرنیته» می باشد والبته، آنچه دراین فرایندنوشوندگی جریان دارد، صرفا ایجاد صورتهای عینی ازپدیده های نو، نبوده بلکه بسترگشایی برای شکل گیری «رویکرد» نو ، نگرش از« منظر تازه» و نگاه جدید نسبت به امور و پدیده هاست و به این ترتیب، چون درهر تحول تازه، ازافقی دیگر و متمایز از رویکردهای پیشین، برمقولات و مفاهیم، نگریسته و پرداخته می شود ازاین رو، درواقع، «رویکرد» و مقوله «شناخت» و «معرفت» است که درفراشدهای اخیر، دچاردگرگونگی می شود.

 

 بدیهی است که چنین تحول وچنان دگرگونگی، با تحول در رسانه پیام و روند انتقال پیام، ابلاغ می گردد به عنوان مثال:

 

برای اینکه بحران زیست محیطی دریک محدوده جغرافیایی نمایانده شود، بدون اینکه یکایک مخاطبین، به آن محدوده سفرکنند، با یک بنر درمقیاس شهری یا به واسطه یک تصویر ویاازطریق رسانه ای دیگر، اطلاع می یابند. به محض اطلاع از این حالت، دیدگاه ما نسبت به محدوده موردنظر جغرافیایی و معرفت وشناخت ما بر منابع زیستی آن، متحول می شود.

 

 البته که تحول معاصر درحوزه «شناخت»، گسترده ترازآن است که با مثال فوق شود خاصه اینکه، معرفت کنونی نسبت به هرمقوله، با نوعی فهم و دریافت اسطوره ای و البته، مبتنی بر آیکون خاص، جریان می یابد.؛ آیکونی که تمثیلی از یک مشخصه و تصویری از یک مؤلفه ذاتی پدیده، دیده می شود.

 

 پس، موضع «شناخت»، به مثابه مفهومی از واژه«لوگوس» درترکیب اصطلاح «تکنولوژی» به قدری پررنگ شده که امروزه هرپیامی، قبل از ورود و ابلاغ محتوایی(مجموعه ای از داده ها واطلاعات) «لوگو(LOGO)» خودرا می نمایاند؛ لوگوئی که حکم یک آیکون را دارد و ازاین رو «شناخت» درحکم انگاره ای خاص می شود برای پیام همچون اسطوره ای خاص.

 

شایدازاینروست که عصرجاری را دوره ارجاع به اسطوره ها می نامند و تحول شناخت؛ تااینکه بشرمعاصر، پس ازسالها گذارتاریخی و تفاخربردستاوردهای مادی، باردیگر بر مقولات فراتاریخ، بر سرشت خویشتن  و بر نظام آفرینش، بیشترتامل کند چون:

 

افزایش نقش«لوژی» دراصطلاح «تکنولوژی» و تحول  بی وقفه آن، بیانگر چیزی نیست مگرتلاش بی وقفه برای تامل و اگاهی بر پدیده ها؛ و حتما که تامل و اگاهی بر خویشتن، نوع بالا و والاست.

 

از : جناب آقای مهندس اکبر برزگری مولان

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی مطالب خلاف نظام ، شئونات اجتماعی ، توهین یا افترا به کسی می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
برای تماس با شما لطفا ایمیل خود را بدرستی وارد کنین تا با شما اگر لازم باشد در تماس باشیم .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما همیشه هستیم ...