بخش 3 :

بخش های اول و دوم مغان در سیر تاریخ به صورت تفصیلی از وضعیت جغرافیائی آثار باستانی مغان به عرض خوانندگان عزیز رسید. ضمن ادامه آن در این بخش و بخش های آتی در صدد آن هستم که مشخصه های آثار موجود در آن را به اطلاع دوستان با شرح و تفصیل لازم برسانم . برای رسیدن به این هدف، مصمم هستم تا آنجا که مقدور است، یک به یک آن را بیان کرده و در خصوص آن توضیحات لازم را بدهم.

باز دوستان عزیز نظریات بسیار جالبی را برای من فرستاده اند، همانطوریکه در قبل نیز بیان کرده بودم آنها را در میان نوشته های خویش جهت حفظ امانتداری با ذکر نام بیان خواهم کرد. یکی از این دوستان آقای روزبه سعادتی از دانشگاه تبریز در خصوص نام مغان مطالبی ابراز داشته اند که عینا در زیر می آید:

 ماغان سوزو سومئرلرده یئر آدی کیمی تانینیرمیش. بير نئچه یازیچیلار بو سوزون بیزیم موغانین آدیلا چوخ اوخشارلیغی اولدوغو اوچون موغانی هامان ماغان بیلیرلر. (وارلیق، سومئر تاریخینین ایشیق اوزونه چیخماسی، حصاری)

«"دیوان لغات الترک" ون یازدیغینا و میرعلی سیدوفون آراشدیرمالارینا اساسا قدیم تورک ائللری، اوجمله دن هونلاردا "کام = قام" کلمه سی شامان، روحانی، آراحکیمی، سئحرباز، دین خادمی، کاهین، فالچی، طبیب، حکیم، عالیم، فیلسوف، ... معنالاریندا ایشلنمیشدیر.(اوغوز سلطنتی؛ آلتای ممدوف، باکی 1992، ص 273) یعنی بیر نووع احتراملی و مقدس سوز اولموشدور و بونا گوره ده هونلار داخیلینده "ائش – کام = آتا - کام" شکیللرینده یعنی "آتا - شامان"، "آرخاداش شامان" معناسیندا اولموشدور. "ائش" اسکی تورک دیلینده همده آرخاداش، یولداش معناسیندا اولموشدور.(دیوان لغات الترک، ج1، ص 47و458) "آتا – کام = آتا - قام" کلمه سی خلق طرفیندن مقدس کلمه کیمی، همده کیشی آدی اولاراق قوللانمیش و گوروندوگو کیمی، چوخ ایشلنمک نتیجه سینده "قام - آتا"، "کام - آتا" شکلینه ده دوشموشدیر. گومان ائتمک اولارکی، "موغ" کلمه سی "کام = قام = قوم" کلمه سینین عکسینه تلفظودور. (ماک – ماق – موق - موغ)». (پروفئسور زهتابی؛ ایران تورکلرینین اسکی تاریخی، بیرینجی جیلد، ائوره 536)

موغانین آدینا گوره باشقا بیر فیکرده بودورکی، بورانین آدی أسکی "میک" تایفاسینین آدیندان توتولوب. بو تایفا یاشایان یئری قونشولاری "میکان" آدیلا تانیمیش و آدلاندیریرمیشلار. (اقرارعلی اف؛ داغلیق قره باغ، کوچورن، بهراد، ص 29) بو آد گئدگئده "میقان"، "میغان" و "مغان" فورماسینا دوشوب و ایندکی کیمین بیزه چاتیب

سایین نائبی نین فیکرینجه، مغان = مغقان سوزو؛ موغ (= اوس؛ فارسجا خرد) و قان (= (اک) یئر) سوزلریندن دوزه لیب و "دوشونجه (اندیشه) و اوس (عقل) یئری" آنلامیندادیر.

با تشکر از این دوست گرامی که نظر بسیار جالبی فرستاده اند امیدوارم که دیگر دوستان نیز نظریات خود را ارسال فرمایند تا بتوانم تاریخ گوشه ای از وطن خویش را بازگو کرده باشم ، تا همه بدانند که ما چه تاریخ درخشانی داشته ایم.

آثار تاریخی مغان به قدری گسترده ومتراکم است که کار ما را سخت می نماید که از کدام منطقه آن را شروع نماییم. چیزی که در بخش 2 نیز توضیح داده شد مغان مرکز آفرینش مدنیت و فرهنگ مشهوری به نام کور –آراز مدنیتی می باشد که در میان دو رود کور و آراز به وجود آمده است. در گویش محلی به آن کورو آراز قووشان یری میگویند که تا سرحدات ترکیه و حتی به اعتقاد بعضی از مورخین تا لبنان و سوریه وعراق وگرجستان و قسمتی از خاک روسیه و تا دشت قزوین امتداد داشته و تاثیر گذار بوده است. شکوفائی این مدنیت همانطوریکه در تحقیقات آقایان حسن اکبری و مرتضی حصاری ذکر شده تاریخ مغان را به عصر مفرغ میرساند. شکوفائی فرهنگی در این منطقه قطعا باشکوفائی اقتصادی نیزهمراه بوده است. قراین و شواهد موجود در کشفیات انجام گرفته نیز این موضوع را ثابت میکند که در این منطقه کشاورزی و دامداری شغل اصلی مردم بوده است . کشف انواع و اقسام سفال های دست ساز پخته شده نیز آن را نشان میدهد که آنها با کارهای صنعتی نیزسر و کار داشته و مشغول بوده اند . این امر باعث انباشت ثروت در میان آنها میشده ودیگر آنکه مغان همیشه دروازه دنیای شرق و غرب بوده وبه همین دلیل چشم های آزمند بیگانگان بر آن دوخته میشد. که موجب جنگهای پی در پی می گردیده است. ما ملاحظه می کنیم که محققین مانده اند که چه عاملی موجب شده که فرهنگ و تمدن درخشان این منطقه که دارای دهها شهر بوده به یکباره همه آنها از میان رفته اند و تنها تلی از خاک آنهاباقی مانده است. آن همه شهرها به چه دلیلی یکی پس از دیگری از بین رفته است. در حقیقت تا 50 سال قبل در مغان به جز شهرهای کوچکی بنام گرمی و بیله سوار، شهری وجود نداشت. حال آنکه بیش از 30 منطقه میتوان ملاحظه کرد که همه آنها حاکی از بقایای شهرهای باستانی می باشند . به احتمال زیاد جنگهای ویرانگری یا اینکه بلایای طبیعی مانند زلزله آنها را در کام خود فرو برده است. من از پیران زیادی از جمله مادر بزرگم که اکنون بیش از 120 سال سن دارد، اظهار میدارند که زمانی مغان بسیار آباد بوده و باغهای فروان و دهها شهر را در خود جای داده بوده که در اثر زلزله ای همه آنها در زیر خاک مدفون شده اند. من نمیتوانم این را شخصا قبول کنم زیرا زلزله هر قدر ویرانگر باشد حداقل چند در صدی از مردم باز مانده و دوباره به بازسازی شهرهای ویران شده ، معمولا می پردازند اما چنین چیزی ظاهرا نشده اما من فکر میکنم بر اثر جنگی همه این شهرها از بین برده شده و احتمالا مردم آن را چنانکه در قدیم مرسوم بوده همگی به اسارت گرفته شده و در جاهای دیگری اسکان داده شده اند و این امر معقولتر به نظر می اید اما تجسم این کار نیز بسیار سخت است، جابجایی دهها شهر کار آسانی نمیتواند باشد. نظریه دیگری نیز مطرح می شود آن است که بعضی از کشفیات انجام گرفته شده نیز تقریبا آن را تایید می کند ، ان می باشد که بر اثر یک بیماری واگیر دار مثلا مانند وبا مردم از بین رفته باشند چون من زیاد در جریان کشف های غیر مجاز قرار گرفته ام که خانه ها با تمام اشیا و با نظم و انضباط چیده شده کشف شده اند، معمولا اینگونه خانه ها در منطقه اورتا داغ از توابع خروسلو کشف گردیده است بنا به اظهار کاشفین گویی در آن خانه ها اصلا انسانی زندگی نکرده است چون هیچ آثاری از انسان یافت نشده است.

این منطقه استراتژیک همان طوریکه ملاحظه میشود ، درتمام نقاط خویش استحکامات نظامی و قلعه های محکمی جهت حفظ و حراست داشته است. این استحکامات نظامی در جهت حراست از سرمایه های انباشته شده و همچنین در دفاع از حاکمیت آن بوده است. برای رسیدن به این امر ارتش مجهزی را طلب میکرده که در برابر مهاجمین مقاومت نمایند . ما این دژها و قلعه ها را در تمام نقاط مغان از حاشیه های رودخانه آراز و کور (کورا) گرفته تا کوههای موران و برزند پراکنده شده است، ملاحظه می کنیم. اشیا و آثار تاریخی زیادی در مغان کشف شده که تعداد زیادی از آنها به ادوات جنگی اختصاص دارند که به تمام دوران تاریخی مربوط میشوند و تعداد زیادی از این اشیا کشف شده از شهرستان گرمی در موزه کاشان نگهداری می گردند. برایم این امر خیلی جالب بود،با وجود موزه های محلی در شهرستانهای نزدیک به چه دلیلی این آثار مکشوفه از مغان در موزه کاشان نگهداری میشوند. اگر فرد یا افرادی از این اشیا بخواهند، تحقیقاتی به عمل آورند باید به کاشان بروند، چرا به این امر بی توجهی میشود، خود بسی جای تعجب است.

فراوانی آثار تاریخی در گرمی حاکی از تاریخ تراکم زیست انسانی در منطقه می باشد که در هر قدمی میتوان آن را مشاهده کرد که در خصوص آنها بطور مختصر هم که شده باشد توضیح داده میشود.

تپه باستانی (آغامالی تپه سی) معبری از پیشینه شهری بوده که در 9 کیلومتری شهر و در نزدیکی روستای شکرلی واقع شده است و همچنین اولین پارچه بافته شده در ایران از روستای سلاله در نزدیکیهای گرمی کشف گردیده که هم اکنون در موزه ملی نگهداری میشود و وجود قبور خمره ای شکل که اغلب در میان تخته سنگها قرار گرفته اند و بیشتر آنها در بخش موران با تراکم زیادی که معمولا در بالای تپه ها می باشند، وجود دارند. کشف این اشیا وگورستانهای مختلف در مغان قدمت زیست انسانی را به هزاره های قبل از میلاد می رساند. بنا به نوشته آقای موسی حسینیان دانشجوی کارشناس ارشد باستان شناسی که طی مقاله ای در سایت مغانشهر منتشر شده نمونه این گورها در خدآفرین کشف شده وایشان عضو هئیت تحقیقاتی درآن گورها بوده اند که طبق بررسی های آقای حسینیان نمونه این گورها در قزاقستان کشف شده که کتیبه های نیز از آن گورها به دست آمده که در آن به صراحت از تورک بودن آنها در آن کتیبه ها بحث میشود، متاسفانه از گورهای موجود در مغان هیچگونه تحقیقاتی که حائز اهمیت باشد انجام نگرفته، اگر تحقیقات کافی از این منابع انجام میگرفت، خیلی از ابهامات تاریخی به احتمال زیاد می توانستند روشن شوند، از جمله ابهاماتی که در تاریخ موجود است عده ای از مورخین معتقد هستند که تورکها تنها به صورت کوچ نشینی زندگی می کرده اند در حالیکه کشفیات موجود در قزاقستان و خدآفرین و موران گرمی و گورهای موجود در اصلاندوز که به تفصیل در باره آنها نوشته خواهد شد که تورکها تنها افراد کوچ نشینی نبوده اند بلکه در شهرها و مکان های ثابتی ساکن و در پیشبرد مدنیت انسانها نیز موثر بوده اند. همانطوریکه آثار کشف شده موجود در منطقه که به طور حداقل هم بوده باشد، این حقیقت را ثابت میکند. پارچه کشف شده در گرمی مغان که قدیمی ترین پارچه کشف شده در ایران می باشد بر این دلالت دارد که تاریخ صنعت بافندگی در این منطقه دارای تاریخی دیرینه بوده و از ابتکارات آنها می باشد. همانطوریکه بارها گفته شده و ناچارا آن را تکرار می کنیم تحقیقات باستان شناسی در این منطقه به مقدار کافی انجام نگرفته و حتی کاوش هایی که انجام گرفته بطور کامل نبوده و تنها بصورت جسته و گریخته و ناتمام بوده است بنا بر این برای دستیابی به کشف حقیقت های تاریخی ضرورت تحقیقات باستان شناسی را در این منطقه قطعی می نماید. سفالهایی که ادعا میشود مربوط به هزاره اول قبل از میلاد می باشند در مناطق مختلف گرمی کشف شده و در موزه تاریخی شهر تبریز نگهداری می گردد که این اشیا ظرفهایی هستند که اغلب به شکل های حیوانات می باشند که نمونه تصویرهای آن به ضمیمه ملاحظه میشود.

درست است که باستان شناسان قدمت این آثار را به طور تقریبی به هزاره اول قبل از میلاد منتسب می نمایند اما با بررسی های تاریخی و علایم موجود در آنها این آثار کشف شده متعلق به دورانی پیش از آنها می باشند. اینها متعلق به دورانی هستند که در اصطلاح باستانشناسی با نام فرهنگ کور- آراز (کورا-ارس) نام برده می شوند. چون همانطوریکه محقیقین فرهنگ کور –آراز معتقد هستند اغلب ظروف سفالی مربوط به این دوران معمولا به رنگهای سیاه – قهوه ای و قرمز که اشکال مختلف حیوانی را نشان میدهند که به تعداد زیادی از اینگونه سفالها که کشف گردیده و میگردند و از آن کشفیات که در موزه تبریز نگهداری میشوند این مشخصات کاملا مشهود است با این حال باید قدمت آنها ، بیش از این تاریخ باشند. ما در مغان در بیشتر وقتها مکان های را می یابیم که در دوره های مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفته و به چندین دوره از تاریخ تعلق دارند و در این صورت تحقیقات مورخین را نیز دشوار می سازد و گاها در خصوص اشیا کشف شده نیز اشتباهاتی رخ میدهد بنابر این در تحقیقات تاریخی چنین اتفاقی خیلی پیش می آید و من فکر میکنم ، چنین موردی در خصوص اشیای موجود در موزه تبریز نیزصادق باشد .

مجسمه شیر سنگی سیاه رنگی( بنا به اظهار فرماندهی نیروی انتظامی استان اردبیل در گفتگو با خبرنگاران رسانه ها که چند ماه قبل انجام گرفته) در روستای بیلداشی کشف شده که رئیس سازمان میراث فرهنگی و کردشگری شهرستان گرمی نیز آن را مورد تایید قرار داده اند که قدمت تاریخی، این شیر سنگی که در منطقه گرمی کشف شده و طبق نظر کارشناسان باستانشناسی قدمت آن به 2500 سال بالغ میگردد. اگر کاوشهای باستانشناسی در گرمی انجام گیرد قطعا تاریخ آن به پیش از اینها خواهد رسید چون مغان مرکز زادگاه فرهنگ کور- آراز بوده چطور این فرهنگ بر ترکیه و لبنان و فلسطین و روسیه تاثیر گذار بوده نسبت به خود تاثیرگذار نگذاشته است. بنابراین تاریخ قدمت گرمی را نیز با قدمت این فرهنگ باید ارزیابی و به کشف این حقیقت تاریخی پرداخت. کاوش های باستان شناسی در مغان در حدی نیست که تاریخ آن را دقیقا روشن نماید که گرمی در چه دورانی از تاریخ حضوری فعال داشته است.

مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری استان اردبیل در مصاحبه ای اعلام کرده که در کل کشور 30 روستا به عنوان مکان تاریخی و گردشگری انتخاب شده که قلعه برزند گرمی مغان نیز یکی از این مناطق می باشد. این امر واقعا آن را نشان میدهد که چقدر این منطقه دارای اهمیت می باشد و دارای چه جاذبه های تاریخی و تفریحی دارد که مورد توجه مسئولین میراث فرهنگی و گردشگری قرار گرفته است.

گرمی نزدیک به 250 منطقه ثبت شده تاریخی را در مغان به خود اختصاص داده و یکی از غنی ترین مرکز آثار و مدنیت باستانی ما می باشد و دهها تپه های مشهوری در گوشه و کنار آن به خصوص در موران وجود دارند که در گویش محلی آن را دوه بوینی می گویند که عبارت از تپه های بزرگ و کوچکی هستند که قبرهای خمره ای شکلی که عبارت از تخته سنگهای صندوقی مانندی می باشند، در اغلب تپه های روستاهای موران و گرمی وجود دارند که متاسفانه این گورها به علت عدم توجه، اغلب مورد تخریب و دستبرد قاچاقچیان اشیا عتیقه قرار گرفته است که تپه های باستانی شاه تپه سی زیوه و خیرمانلی و شیخ لار و آغامالی تپه سی از مشهورترین این تپه ها هستند که این گورها و آثار باستانی زیادی را در خود جای داده اند که حتی یک در صد آنها مورد تحقیق قرار نگرفته اند و مسئولین میراث فرهنگی عدم اختصاص بودجه کافی به این امر را عدم تحقیق و بررسی این آثار تاریخی می دانند. جا و اماکن زیادی در گرمی وجود دارند که با اجاق مشهور هستند در بعضی از آنها زیارتگاههایی نیز وجود دارد و در بعضی با توجه به عدم اماکن مذهبی به چه دلیلی اجاق نامیده میشوند بر ما معلوم نیست و برزند – دریامان – آلارار و... از این مکان ها می باشند و از روستاهای تاریخی که باز سکونت در آنها هم اکنون نیز ادامه دارند مانند : دیزج- زنگیر- ایزمارا(اظمارا)- تولون-پرمهر- کلانسورا- آزادلی- افجه- قوزلو- بیگ باغی- تنگ- شکرلی هستند که در خصوص آنها هیچگونه تحقیقی انجام نگرفته است. روستای شکرلی یکی از این روستاهاست که در بخش مرکزی شهرستان گرمی در 5 کیلومتری شمال شرقی گرمی در حاشیه تولون چائی در مسیر ارتباطی گرمی- موران در دامنه کوههای حسن داشی قرار دارد و از دو بخش علیا و سفلی تشکیل شده و دارای دو تپه باستانی مهمی است. که هریک از آنها با توجه به اشیایی که کشف شده اند مورد توجه قرار دارند و این تپه ها به دوران قبل از اسلام منسوب هستند و طی شماره های 627 و 624 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده اند تا به حال چندین مجسمه و سکه از آن کشف شده و به احتمال زیادی این تپه ها در دوران مختلفی مورد بهره برداری قرار میگرفته است، زیرا اشیا کشف شده در آن به دوران مختلف تاریخی مربوط میشوند. و از دیگر مناطق با اهمیت بسیار گرمی روستای برزند است. عده ای معتقد هستند که برزند جزء منطقه ارشق (ارشه) می باشد. اما آن چیزی که مشخص است همیشه در تقسیمات کشوری در ترکیب مغان بوده است. از قدیم الایام نیز یکی از مراکزی بوده که در کوچ شاهسون های مغان به دامنه های سبلان نقش اساسی داشته است و حتی در دورانی جهت سرشماری از دامها و اخذ مالیات های دولتی از این منطقه استفاده میشده، در زمانی نیز این مکان به عنوان خان نشین منطقه مغان بوده و راه عبور مسافران مغان نسبت به خیاو و اردبیل از طریق گذرگاه برزند انجام می گرفته است. این روستا تاریخ دیرینی داشته و نقش آن تا 40 سال قبل کاملا مشهود بود .

برزند در حاشیه یک قلعه تاریخی قرار گرفته و دارای یک گورستان بسیار قدیمی است که زیارتگاهی درآن وجود دارد که اکنون به صورت مخروبه می باشد و طبق سرشماری 1358 نزدیک به 1500 نفر جمعیت داشته و در سال 1380 این جمعیت به 1300 نفر کاهش یافته است. قلعه برزند از بقایای یک قلعه نظامی قدیمی است که امروزه بخشی از دیوار و چند برج آن باقی است. این قلعه مستطیل شکل به عنوان یک اثر تاریخی ثبت و محصور شده است.(بر گرفته از سایت تخصصی میراث فرهنگی و گردشگری) این قلعه توسط حیدر بن کاوس ملقب به افشین که از طرف معتصم خلیفه عباسی در تاریخ 220 هجری قمری به آذربایجان اعزام شده بود در برابر بابک خرمدین مورد بهره برداری قرار می گیرد، اما به اعتقاد بعضی از مورخین تاریخ این قلعه به خیلی بیش از دوران افشین باز میگردد افشین این قلعه و همچنین قلعه یل سوئی رادر آن منطقه بازسازی و در برابر بابک خرمدین قرارگاههای خود را در آنها ایجاد می کند. جنگ های سختی مابین افشین و بابک در میگیرد که دامنه درگیریهای آنهاکه با جنگ و گریز همراه بوده، گاهی در دامنه های سبلان و گاهی در اطراف اهر و گاهی در صحرای مغان بوده است. در قشلاق باب الله بیک بهنژاد تپه هایی وجود دارد که در بین مردم مشهور است که در این منطقه جنگ سختی بین بابک خرمی و سربازان خلیفه در گرفته و بابک آنها را شکست داده است و به یادبود بابک در سال 1352 روستایی در این منطقه احداث شده و به نام بابک نامگذاری شده است و با جمعیتی نزدیک به 3000 نفر در 17 کیلومتری بیله سوار واقع گردیده است. در 7 کیلومتری این روستا نیز روبروی پاسگاه مرزی قوردیگل منطقه ای وجود دارد که نزدیک به صد هکتار می باشد که حاکی از وجود شهر بزرگی است که تماما توسط کشاورزان مسطح گردیده و مورد کشت کشاورزان قرار می گیرد وهر گونه آثاری که در سطح زمین از شهر بودن را نشان دهد از بین برده شده است اما در زیر خاک هنوز هم میتوان هزاران اثر تاریخی یافت که هزاران افسوس در سینه خاک ها مدفون هستند. بدون اینکه کسی آنها مورد توجه قرار دهد. ادامه دارد ...


فرستند مقاله : سرکار خانم سویل سلیمانی - متولد پارس آباد مغان  (هم اکنون ساکن آمریکا)

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی مطالب خلاف نظام ، شئونات اجتماعی ، توهین یا افترا به کسی می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
برای تماس با شما لطفا ایمیل خود را بدرستی وارد کنین تا با شما اگر لازم باشد در تماس باشیم .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها   

افشین
0 # سلامافشین 1396-03-28 15:53
سلام ...کی بخش 4 این مقاله رو تو سایت قرار میدین ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

ما همیشه هستیم ...