طایفه ی الارلو :


طایفه ی الارلو: این طایفه در جنگ زمان فتحعلی شاه قاجار و در پی جنگ ایران و روس از روسیه وارد خاک ایران شدند و نیمی از اقوام خویش در ان زمان در روسیه باقی ماندند طایفه ی الارلو جزو قدرتمندترین و جنگجوترین طوایف شاهسون محسوب میشود که فواید زیادی به کشور و مردم ایران انجام داده.

 

محمدقلی خان الارلو :

از مشاهیر بزرگ و عشایر دشت مغان و اردبیل است که در دوره ی ناصرالدین شاه قاجار به خاطر ازاد اندیشی و مخالفت با استبداد دستگیر و زندانی شد او در پیدایش نهضت مشروطه خواهی با برقراری ارتباط نزدیک با میرزا علی اکبر اقا مجتهد اردبیلی و سایر ازادیخواهان اردبیل به حمایت از ان نهضت برخاست و با لقب سیف الملک یا سیف الوله از سوی انجمن ولایتی اردبیل به عنوان حکمران ان شهر منصوب شد و به پشتگرمی قدرت و نفوذ ایلی خود به ازادیخواهان کمک کرد.

زندانی شدن محمدقلی خان الارلو در ذوره ی ناصرالدین شاه قاجار و اشنایی وی با ستارخان :

 معمرین بر این باورند که محمدقلی خان الارلو به واسطه ی ارتباط نزدیک با سادات و خوانین نمین در جریان حوادث و اتفاقات دنیای ان روز و فعالیت های بیدارگری روشنفکران ایرانی قرار میگرفت و از این جهت در میان عشایر اوجارود و طالش از افراد ازاد اندیش به شمار میرفت .

 به خاطر همین فعالیت ها در سال 1304 ق دستگیر و در زندان  نارین قلعه ی اردبیل محبوس شد در همین زندان با ستارخان که که در سنین نوجوانی به دستور ولیعهد مظفرالدین شاه (مظفرالدین میرزا) زندانی شده بود. اشنا شده و با همدستی هاشم خان قوجه بیگلو او را از زندان فراری و در میان  طایفه ی خودشان پناه داد.
 

 

شهادت محمد قلی خان الارلو به دست روس ها:

محمد قلی خان الارلو در زندان قرون وسطایی یپرم خان ارمنی محبوس و به دلایل واهی از ایل و تبارخود وی را جدا کرده بودند.

اما محمد قلی خان الارلو هم کسی نبود که بپوسد وی با برنامه ریزی های زیرکانه در اواخر سال 1330 ق از زندان گریخت و از راه رشت عازم اردبیل شد. اما روس ها او را در استارا ذستگیر کرده و به دست حکمران اردبیل دادند و به طرز فجیه و ناجوانمردانه و غیر انسانی و با وحشیگری تمام وی را به دار اویختند.

بدین ترتیب بزرگمردی دیگر از نهضت شاهسون های مغان و سرکرده ای کاردان و صالح و نیک اندیش  شهد شهادت را چشید و قربانی توطئه ی روس ها و حکمرانان دولت مشروطه ایران شد.

 

 

نجفقلی خان الارلو :

نجفقلی خان الارلو پسر ارشد محمد قلی خان الارلو بود. وی فردی بود شجاع و نترس و غیور و وارث عزت و افتخار خاندان خود در مبارزه با بیگانگان وفردی رعیت پرور و مردمدار و با غیرت بود. که در میان عشایر شاهسون مظهر غیرت و مردانگی و دلاوری بود. و اوج قدرت طایفه ی الارلو را در زمان نجفقلی خان میتوان دید که به راستی این طایفه را به امپراطوری قدرتمند تبدیل کرده بود.

در میان بزرگان و سرکردگان و بیگ زادگان طایفه ی الارلو نجفقلی خان جنگجوترین وشجاع ترین انها بود.

مردانگی و بزرگمردی نجفقلی خان بطوری زبانزد مردم عشایر قرار گرفته است که نویسندگان و هنرمندان متبحر با مطالعه و مدافعه در ابعاد مختلف زندگانی این جوانمرد عشایر سیمای واقعی او را در قالب داستان و رمان و فیلم سازی به تصویر کشیده نسل اینده را با صفات بارز وی اشنا سازند.

نجفقلی خان الارلو مردانگی و ازاد اندیشی را از پدر خویش یاد گرفت نجفقلی خان الارلو در دوره ی نوجوانی با حضور در میادین جنگ با اشغالگران روسی در مناطق اوجارود و مغان روحیه ی سلحشوری و جنگ اوری را در خود تحکیم بخشید.

درگیری های ایلی و طایفه ای و حضور و جنگ با اشغالگران روسی نجفقلی خان الارلو را با تجربه تر و ابدیده تر ساخت و ایشان را در برابر مشکلات واکسینه کرد.

در دهه ی 1330 ق بعد از شهادت پدرش محمد قلی خان الارلو به دست نیروهای اشغالگر روسی در اردبیل جانشین پدر شد و افتخار افرین تر نسبت به پدر خویش بود و جنگجویی و نترس بودن وی هنوز هم زبانزد مردم و طوایف شاهسون میباشد.

نجفقلی خان الارلو به مدت 10 سال با هماهنگی و همفکری میرزا علی اکبر اقا خدمات شایان و پر افتخار و از یاد نرفتنی به دولت و ملت ایران انجام داد.


 

جنگ و مبارزه ی نجفقلی خان الارلو با اشغالگران روسی :


از سال 1330 ق تا سال 1334 ق نجفقلی خان علاوه بر سرپرستی و ریاست بر طایفه ی خویش ریاست و فرماندهی و سرکردگی سایر طوایف متحد طایفه ی الارلو را نیز بر عهده داشت و دوشادوش دیگر فرماندهان با کفایت عشایر از جمله بهرام خان قوجه بیگلو و جواد خان امیر تومان حاج خواجه لو و حاتم خان گیگلو با دشمنان اشغالگر جنگیده و افتخارات دیگری بر صفحات زرین تاریخ مبارزه ی طایفه ی الارلو و تاریخ شاهسون افزود.

 

 

جنگ نجفقلی خان با بلشویک ها و نفوذ کمونیسم به اذربایجان :


نجفقلی خان را به عنوان پرچمداری شجاع و نترس در تاریخ مبارزه با نفوذ کمونیسم و سوسیالیسم در اذربایجان ایران میتوان معرفی کرد.

در این جنگ ها اوازه و شهرت نجفقلی خان به اوج و محبوبیت خویش رسید بطوری که او در بین قهرمانان حماسه ساز عشایر در مبارزه با بیگانگان قرار گرفت و افتخار افرین بود.

نجفقلی خان الارلو به همراه عموزاده اش غلام خان الارلو نقش رهبری و فرماندهی سواران جنگجوی عشایر را بر عهده داشته و با فنون و تاکتیک های حرفه ای فرماندهان روسی و بلشویک ها را غافلگیر کرده و در قلمرو ایران و اراضی اشغالی روس ها انها را تار و مار کرد.

نجفقلی خان علاوه بر مبارزه با نفوذ کمونیسم و عناصر بلشویکی در  ایران با فعالیت های سوسیال دموکرات های اردبیل نیز به مخالفت برخاست و با همفکری میرزا علی اکبر اقا در مقابله با تحرکات انان نقش اصلی را ایفا کرد و به عنوان پتانسیل دهنده ی این اقدامات در مقابله با تحرکات کمونیست های اردبیل بود.

 

 

رعیت پروری و مردمداری نجفقلی خان الارلو :


نجفقلی خان هم در میان مردم شهر اردبیل و هم در میان طوایف و عشایر دشت مغان و اردبیل از حسن شهرت و مردانگی برخوردار بود. همه او را انسانی شایسته و غیرتمند و مردمدار می دانستند .

او چندین بار مردم اردبیل را از بلایای مختلف از جمله تهاجم کمونیست ها ار طریق گیلان و استارا و ایام قحطی خشکسالی سال های 1335 ق و ... نجات داده بود . نجفقلی خان همیشه با رعیت با عطوفت و مهربانی برخورد میکرد .

در دوره ی وی هیچ کس حق ظلم و ستم و بی احترامی و جرات تعدی به رعیت را نداشت و با کوچکترین شکوه و ناله ی رعایا از بیگ زادگان  مجازات و تنبیهات سخت در انتظار متجاوزان به حقوق و ناموس رعیت بود.

 
شهادت نجفقلی خان به دست عوامل رضا خان پهلوی :


در سال 1301 که واحدهای نظامی لشکر شمال غرب به دستور رضاخان سردارسپه برای خلع سلاح عشایر اردبیل و خلخال و مشکین و مغان اردوکشی میکردند  درگیری های محدودی با برخی از طوایف اردبیل از جمله طایفه ی طالش میکائیلو با حمایت از تیره ی خویش {از تیره ی فولادلو} صورت گرفت.

ام مقاومت های جدی از سوی طوائف دشت مغان مشاهده نشد.

با این حال فرماندهان لشکرهای شمال غرب با حیله و وعده های دروغین نجفقلی خان را به تبریز کشاندند و به طرزی مشکوک او را به قتل رساندند و جنازه اش را هم برای دفن به خانواده اش ندادند

معمرین محلی و عشایری بر این باورند که عوامل رضاخان پهلوی با تبانی روس ها او را از بین بردند. شهادت بزرگمردی همچون نجفقلی خان که سراسر عمر خود را در دفاع از وطن و دین و مردم گذرانده و جز پاکی و نیکنامی در میان بزرگان و توده ی مردم رفتار دیگری از او مشاهده نشده بود .

لکه ی ننگی بر تاریخ پهلوی جنایت امیز خاندان پهلوی محسوب میشد که نتایج ان در جریان شهریور 1320 و عکس العمل خفت بار واحدهای نظامی رضاخان پهلوی در برابر اشغال ایران از سوی نیروهای متجاوز شوروی و انگلیس نمایان شد.

اغلب مردان بزرگ عشایری که به بهانه ی واهی توسط عوامل رضا خان پهلوی دسنگیر و شکنجه و اعدام شدند پولادمردان ایام ناگوار روزگار و ستون های استوار توانمندی دفاعی ایران در برابر متجاوزان بیگانه بودند.

 

 

غلام خان الارلو:


غلام خان الارلو از پسران جنگجوی محمد علی بیگ الارلو است که همزمان با نجفقلی خان الارلو و اغلب با درگیری و جنگ های خاندانی با این عموزاده ه ی خود بر طایفه ی الارلو ریاست میکرد.

 

صمد خان از فرزندان شجاع و جسور محمد علی بیگ و برادر غلام خان الارلو به دست نجفقلی خان کشاه شده بود که همین امر به دشمنی محمدعلی بیگ و غلام خان الارلو با نجفقلی خان می افزایید

این درگیری ها کمر نجفقلی خان که بیشتر عمر خود را در جنگ با اشغالگران روسی به سر برده بود را می شکست. و همواره ارزو میکرد که با غلام خان پیوند دوستی برقرار کند که این و با خیال راحت به جنگ خود با روس ها بپردازد .

و این ارزو ی نجفقلی خان به وقوع پیوست که با وساطت و مهربانی بانو غنچه خانم همسر فداکار محمد قلی خان و مادر ناتنی نجفقلی خان تحقق یافت .

و از طریق غنچه خانم نجفقلی خان و غلام خان پیوند دوستی و برادری و با یکدیگر مصالحه کرده و همگام و همدل با هم در مبارزه با ذشمنان خود خود کوشیدند.

 



مبارزه ی غلام خان الارلو با کمونیست ها :


غلام خان الارلو از جمله سرکردگانی بود که در سال 1299 هجری شمسی هنگامی که دستجات کمونیست ها از طریق استارا وارد اردبیل شده بود و از سوی برخی از روشنفکران دموکرات و سوسیالیست ها به گرمی مورد استقبال قرار گرفتند با تفنگچیان الارلو انها را مورد تعقیب قرار داده و بیش از یکصد نفر انان را به هلاکت رساند و سلاح و تجهیزاتشان را به غنیمت برد. این حرکت غلام خان الارلو که با تایید میرزا علی اکبر اقا مجتهد اردبیل صورت گرفته بود. بسیار ارزشمند و ستودنی است.

 


مبارزه ی غلام خان با اردوی دولتی رضا شاه پهلوی :


در سال 1306 غلام خان الارلو در درگیری عشایر اوجارود و دشت مغان با  اردوی نظلمی اعزامی رضا خان پهلوی شرکت جسته و در ناحیه ی دیمان در منطقه ی ارشق که درگیری تن به تن در گرفته شده بود با اصابت گلوله های زهر اگین ماموران رضا خان پهلوی از نفس افتاده و جان به جان افرین تسلیم کرد.

از این خاندان علی محمدی الارلو یکی از برادرهای سرکرده ی غلام خان نیز در مبارزه با حاکمیت فرقه ی دموکرات به همراه حسین اقا خان وطندوست الارلو نقش موثر داشت و در ناحیه ی زنجان خلخال اردبیل و مشکین چندین ماه با متجاسرین و فداییان فرقه ی دموکرات جنگید امروزه نسل این دلاورمردان الارلو با شهرت محمدی در مناطق محمدی در مناطق مختلف ایران و زادگاه اباء و اجدادی خود در منطقه ی اوجارود مغان مشغول زندگی هستند.


 

یدالله خان الارلو :

از بزرگان خوش نام و وطنخواه و شجاع طایفه ی الارلو و از پسران محمدقلی خان الارلو است که بعد از کشته شدن برادر ارشدش نجفقلی خان به دست عوامل رضا شاه پهلوی ریاست و ریش سفیدی بخشی از طایفه یالارلو را بر عهده گرفت.

یدالله خان الارلو در قریه ی اوجارود مسکن اصلی اجداد مهاجر خود اقامت داشت و با ایجاد بناها و ساختمان مشابه دارالحکومه و مراکز اداری با جاه و جلال بر الارلو ها سرپرستی میکرد.

 

 

مبارزه ی یدالله خان الارلو با اردوی دولتی رضاخان پهلوی :

در سال 1306 در جریان جنگ عشایر شاهسون به رهبری بهرام خان قوجه بیگلو با اردوی نظامی دولت رضاخان پهلوی یدالله خان الارلو به همراه برخی از عموزادگان خویش در حمایت از قوجه بیگلو ها و با اردوی دولتی جنگیدند معمرین اوجارود و مغان نقش یدالله خان را در این جنگ ها ستوده و او را بازوی قوی بهرام خان قوجه بیگلو در دفاع از حیثیت و ابروی شاهسون می دانند.

 

 
حسین اقا خان وطندوست الارلو :

از سرکردگان معروف ایل شاهسون در دوره ی حاکمیت خاندان پهلوی است او وارث مبارزات و جنگاوری های پدر شریفش محمدقلی خان و برادر غیرتمندش نجفقلی خان و سایر مردان بزرگ خاندان الارلو بود مبارزه ی بی امان اسلاف غیور و وطنخواه او با اشغالگری روسیه و نفوذ بلشویک ها و کمونیسم به اذربایجان ایران سند افتخار و مایه مباهات الارلو هاست.

حسین اقا خان وطندوست با کمال ابرومندی و دلیری توانست از عظمت و عزت خاندان خویش دفاع و حراست کند. حسین اقا خان وطندوست در سال 1320 همگام به مخالفت با حضور نیروهای روس برخاست و انها توانستند فعالیت های عناصر مزدوران حزب توده در اردبیل را سرکوب کنند.

رهبری این حرکت ضد روسی با سید احمد میرخاص بود و بازوی قدرتمند نظامی ان را سواران حسین اقا خان وطندوست  الارلو تشکیل میداد.

 

در جریان پیدایش فرقه ی دموکرات به خواسته ی انان پشت پا زد و با جان و دل و خویش به مبارزه ی مسلحانه با انان برخاستاو در این راه مصیبت ها و سختی های زیادی را متحمل شد به طوری که تمام املاک  و اموال وی و حتی اثاثیه ی منزلش توسط عوامل فرقه ی دموکرات مصادره و غارت شد.

 

اهل و عیال خویش اواره و مصیبت ها دیدند ولی حسین اقا خان با مردانگی به تمام ا پای ننشست و برای ادامه ی مبارزه عازم تهران شد و بعد از چند ماه با عنوان فرماندهی تعدادی از سواران چریک شاهسون علاوه بر جنگ در جبهه ی زنجان در مناطق سراب مشکین و خلخال با دستجات بزرگ فداییان فرقه ی دموکرات جنگید قبل از اینکه واحدهای ارتش وارد اردبیل شوند ان شهر به دست چریک های شاهسون به تصرف در امد و از عناصر فرقه ی دموکرات پاک شد..

 

دو تن از برادرزادگانش به نام های سلطان احمد بی کس الارلو  و قلعه میرزا در میدان جنگ کشته شدند و یکی دیگر از عموزادگانش به نام امیر فتحی الارلو توسط  فرقه ی دموکرات کمونیست دستگیر و اعدام شد

 

فرستنده مطلب : جناب آقای ارسام طالش میکائیلو

 

 

طایفه طاهریان

طایفه طاهریان که شعبه از آلارلوهای مهاجر از قلمرو روسیه می باشند،در روستاهای حدفاصل تالش و ویلکیج ساکن هستند. قسمت عمده طاهریان در روستاهای  رز و حور اسکان دارند و همچنین قسمتی دیگر از آن طایفه در روستاهای چوبر و لیمیر تالش ، بیله درق،کردعلیلو، اوریق و شهر های اردبیل ؛ انزلی و.... ساکن هستند . طاهریان رز به دو تیره اصلی نعمتی وحیدری تقسیم میگردند وهمچنین  مهمترین تیره های این طایفه در حور نیز عبارتند از حسینقلی لوها وعزیزلو ها .

 

خاستگاه طاهریان

 مطالب تاریخی زیر ا ز کتاب  ALAR  DASTANI نوشته   ALARLI   MISIR   ناشر       Azernesr سال 1993   Baki

 اقتباس گردیده است:

 

آتنونیمی آلار وبه تبع آن طاهریان  با سر سلسله این دودمان بنام علیخان پیوند دارد.علیخان تداعی کننده ی شجاعت های کور اوغلی و بنا کننده آبادی های اولیه آلاری ها در منطقه یاردیملی جمهوری آذربایجان می باشد.حقیقت تاریخی در این باره به شرح زیر است که در قرن حاکمیت سلسله هولاکوییان خیلی ازاراضی از جمله آذربایجان تحت تصرف آنها در آمد.این دولت جهت برداشتن قدم های اولیه خود مراغه را به عنوان مرکز حکومت یا پایتخت انتخاب کرد.هولاکو بعد از تصرف بغداد برای حفط و نگهداری ثروت هنگفت به دست آمده از این پیروزی آذربایجان را انتخاب و به آن ایالت ارسال نمود.اودر شهر شاهی واقع در کنار دریاچه ارومیه قلعه ای  جهت این کار احداث نمود و اموال غارت شده بغداد را به آن قلعه منتقل نمودو جهت نگهداری این خزانه تامینات نظامی مستحکمی را در آن منطقه به وجود آورد و شهر مراغه را در آذربایجان جنوبی به عنوان پایتخت دولت خود انتخاب نمود .

 

در "شجره نامه آلار"علیخان، برادر خود را که از او قلعه می خواست کشت و احشام و اسباب خود را جمع نموده به سوی کوهستانهای تالش به راه افتاد تا در منطقه ییلاقی چیچکلی در محلی به نام اوچ بلاغ از توابع یاردیملی جمهوری آذربایجان اتراق نمود. علیخان سه پسر به نام های حسن، غلام و نور پاشا ویک دختر به نام نگار داشت .نام همسر علیخان هَجَر بود. نورپاشا و نگار خواهر برادر تنی بودند.یعنی هر دو از یک مادر زاییده شده بودند این عمل نشان می دهد که علیخان دو بار ازدواج نموده بود.در تاریخ در این خصوص بحثی به میان نیامده است."شجره نامه آلار" که به قلم توانای "کربلایی میصیر رسول اُف "نوشته شده است بیان میدارد که با گذشت چند روز از اسکان علیخان در ییلاق چیچکلی ، برادرزاده او با اطرافیان خود جهت انتقام خون پدرش به ییلاق "شاه نشین" فعلی می رسدوقتی به جنگلهای انبوه و غیر قابل عبور و کوهستان‌های سر به فلک کشیده می رسد به وحشت می‌افتد و به رَمّال همراه خود می‌گوید رَملی بیانداز تا ببینیم علیخان به کدام سمت رفته است. رَمّال مردی عاقل و دور اندیشی بوده با اطلاع از وجود علیخان در آن منطقه به برادرزاده او می گوید:خان رَمل نشان می دهد که این دره غیر قابل عبور است. شجره نامه نشان می دهد که برادرزاده علیخان با آدمیان خود از آنجا بر می گردد و به همین خاطر نام آن درّه به "درّه کچیلمز" مشهور گردیده است.بدین ترتیب علیخان با خانواده خود در ییلاق شاه نشین در مکان قوشا بلاغ اسکان می گزیند.در شجره نامه آلارنوشته شده است که علیخان مردی مهمان دوست شجاع و مدافع مظلومان و مخالف با ظالمان بوده است. همیشه خیمه علیخان پناهگاه گرفتاران بوده است.زمانی که اجل او فرا می رسد فرزندان خود را فرا می خواند و به پسرانش می گوید پسرانم به شما نصیحتی چند دارم همیشه مدافع مظلومان باشید.فقرا را عزیز بشمارید. به نامردان و خائنین در میان خود جای ندهید. هرکس که از ظلم فرار نمود و به شما پناه آورد به او احترام بگذارید ،به او جا دهید و پنهانش کنید،حافظ ناموس آدمیانی که به شما پناه می آورند باشید .

 

هَجَر

 

بعد از فوت علیخان در خصوص هجر این معلومات داده شده است:بعد از اتمام مراسم تدفین علیخان هجر بیمار می شود.با گذشت زمان بیماری او سخت و سخت تر می گردد.پسران او پزشکان محلی را جهت درمان او می آورند ولی این معالجات در بهبودی او اثر نمی گذارند.هجر در وصیت خود دخترش نگار را به پسرانش می سپاردو از آنها می خواهد تا همیشه پشتیبان نگار باشند و به دخترش نیز می گوید دخترم هرقدر عمر داشته باشی از برادرانت جدا نشو.

 

شجره طاهریان

 

 

 

 

علی خان

 

 

 

 

 

غلام

 

 

 

 

 

عاشور

 

 

 

 

 

نجف

 

 

 

 

 

آقا

 

 

 

 

 

رمضان

 

 

 

 

 

عباسقلی( آقاجان)

 

 

 

 

 

طاهر

 

 

 

احمد

 

محمد

 

محمود

رفیع

(جد رفیعی ها)

شفیع

(جد شفیع زاده هاا)

حسینقلی

(جد شادکامها،صبورها،موقر، نوزاد، فروغی، آوریده ، رستگارو....)

فتحعلی

(جد ایمانی ها ، ندائی ها،زمانی ها و...)

فتح الله

(جد طاهری ها ، خردمندها و.....)

(جد بیک زاده ها، علیرضائیها، قاسمی ها ، شکرگزارهاو....)

  

تیره های مختلف آلار

 

نسلها به تیره های مختلف تقسیم می شوند به فرزندان حسن،حسن وند، نورپاشا نورپاشاوند و غلام،غلام وند می گویند .به فرزندان نگار دختر علیخان نگارلی و بعضاً حسین وند می گویند.ییلاقات را به قرار زیر تقسیم نمودند:

 

1- میژاوار (پژنوار - پژنئیر) و سنگر به حسن رسید

 

2-سریق ،زنگله به نورپاشا و حسین رسید.

 

3-زمین های شاه نظر قسمت غلام شد.

 

منبع: (ALAR VE  ALARLI LARنوشته  BILAL   ALARLIسال چاپ 2003    BAKI )

 

طاهر در پژنوار اتراق می نماید  به علت برپا شدن آلاچیق طاهر این محل از قدیم مشهور به(طاهر آلاچیقی =طاهر آلچالیقی) می باشد

 

امروزه ییلاقات پژنوار طاهر آلاچیقیر وسنگر متعلق به نوادگان طاهری  می باشد.

 

مولف شجره نامه آلار  تیره های حسن وندیان را به صورت زیر تقسیم بندی نموده است: محمدیارلی ؛سلمانلی؛ کوسالی ؛مرادخانلی؛ غضنفرلی ؛شفیعلی ،تللی

 

همچنین تیره های غلام وند عبارت است از تاتارلی ؛عبدلی ؛آقاجانی(در آذربایجان جنوبی در 32روستا مستقرند)و قلوبلی(کوهستانی ها)

 

تیره های نگار نیز به ترتیب زیر می باشد:

 

اسپرقولی ، آقاقولولی،نقدلی،سریخلی،حاجی عابدینلی،ملالی و لوملی

 

نحوه ورود طاهریان به ایران

 

در دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار جد امجد طاهریان فردی به نام عباسقلی خان معروف به آقاجان با 7 پسرش در ولایت یاردیملی تالش در قلمرو حکومت میر مصطفی خان و پسرش میر حسن خان زندگی می کردند  بعد از انعقاد عهد نامه ترکمانچای در سال 1243 قمری ، 4پسر عباسقلی خان در قلمرو روسیه و در نواحی جلیل آباد یاردیملی و لیریک ماندگار شده و سه پسرش بر اثر اختلافات خاندانی به سوی قلمرو ایران مهاجرت کرده بودند.یکی از برادران دربین راه فوت می کند .(تاریخ دشت مغان نوشته میر نبی عزیز زاده  1385  ص582) مسکن اولیهدو برادر دیگر  بعد از ورود به ایران منطقه بیلداشی اوجارود بوده است.(همان منبع ص584)

 

طبق تحقیقات میدانی انجام شده توسط نگارنده  از معمرین حور مخصوصا مرحوم حاجی شکور شادکام  نام یکی از برادر ان که در اوجارود ماندگار شده حسینقلی  و نام دومی که روانه کوههای تالش (حور) شده طاهر بوده است  که به علت قتل و قنالی  که بین فامیلی انجام گرفته بود ماندن آنها در یک محل کار عاقلانه ای نبوده است.به همان خاطر طاهر جهت تامین  جان خود ،از اوجارود جدا شده راهی  کوههای تالش شده  به ییلاق سنگر و پزنوار یا مژنوار آمده در آن ییلاقات اسکان می نماید.ضمناً این ییلاق های چنان که در بالا گفته شد متعلق به تیره حسن وندی های  آلاری ها بوده است. احتمالا با املاک غلام وندیها معاوضه گردیده اند. مرحوم حاجی شکور شادکام از زبان پدران خود بیان می داشت تا  دوره مظفرالدین شاه با وابستگان نسبی مستقر در اوجارود رفت و آمد فامیلی داشته و به همدیگر عم اوغلی می گفته اند. آن زمان آلارلو های اوجارود در فصول  بهار وتابستان  در ییلاقات  نوئور ییلاق  می نموده اند  با اسکان آنها در اوجارود این رفت وآمد نیز قطع می شود .

 

یک تضاد تاریخی

 نویسندگان مختلف هر دو آذربایجان ( شمالی ،جنوبی)از جمله مصیر آلارلو ، بلال آلارلو ؛ میر نبی عزیز زاده و.....  در آثار خود تاریخ  مهاجرت این طایفه  از یاردیملی روسیه به ایران را  بعد از  عهدنامه ترکمانچای ذکر می نمایند همچنین نام برادر سوم را آقاجان معرفی می کنند واذعان می دارند که از سمت نمین تالش به طرف گیلان رفته  ودر هشتپر توالش سکونت گزید  که اخلاف او امروزه به خاندان  آقاجانی شهرت یافته اند.

 

در خصوص اینکه ورود این طایفه به ایران بعداز عهدنامه ترکمانچای بوده  است شکی نیست ولی درمورد   آقاجانی های تالش و ارتباط آنها با آلارلو ها وبه تبع آن با طاهریان  شبهه وجود دارد.

  

1-عهدنامه ترکمانچای قراردادی است که در ۱ اسفند۱۲۰۶ (۲۱ فوریه ۱۸۲۸) پس از پایان جنگ ایران و روسیه در قفقاز جنوبی و آذربایجان، بین روسیه وایران امضا شد.

 

2-طبق تحقیقات اقای اقای عبدالکریم اقاجانی تالش ( یکی از نوادگان آقاجان تالش)در کتاب  تاریخ تالش در گستره تاریخ ایران ذکر کرده در دورا ن  سلطنت نادر شاه بخاطر مالیات گیری شور شهایی در تالش شد  که این شورشها دسالهای ۱۷۴۷ م الی ۱۷۴۷ م رخ دادو در راس قیام کنندگان  تالش کلب حسین بک قرار داشت کلب حسین خان سیاه کلاهی هره دشتی هفتمین جد اقا جان خان از نیاکان طوایف اقاجانی رحمانی وهژبری  لیسار وتالش تاچوبر می باشد.

 

با این حساب  هفتمین جد آقاجان تالش  قبل از ورود او به ایران در  هره دشت لیسار ساکن بوده است  .  یعنی  حدود 80سال قبل از ورود آلاریها به ایران آقاجانیها در تالش ساکن ودارای ایل وقبیله بوده اند   چگونه می توان آقاجان هره دشت را به آقاجان آلار ربط داد؟

 

۳- پدر وپسر نمی توانند مسمی به یک اسم باشند  طبق نوشته نویسندگان، آقاجان همان عباسقلی بوده که در اوجارود زندگی نموده ود ر همان منطقه نیز فوت نموده است،

 

در بالا ذکر شد که در داخل غلاموندیان تیره آقاجانی ها در آذربایجان جنوبی در 32روستا مستقرند.

 

این روستاها عبارتند از:لنگان چوغون گونش غفرکندی تازه کند تکدام بل داشی عین یورت دریامان مجیدلی داش بلاغ تازه کند(2) قارا قدس آرامچی حاجی کند ناقارا چون خانی اینجیلی انگورت دار ساری نصیرلی اروج کند ،تپه کنداون بیر بی لر بینه دیزده شوربلاغ جین کندی، آلارلی گرجان  ( احتمالا گرگان) (در اطراف اردبیل)امیر فتح بزرگ (در اطراف اردبیل) رز، حور(در اطراف نمین) زندگی می نمایند.

  

فرستنده مطلب : جناب آقای حامد - http://www.hur.blogfa.com

 

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی مطالب خلاف نظام ، شئونات اجتماعی ، توهین یا افترا به کسی می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
برای تماس با شما لطفا ایمیل خود را بدرستی وارد کنین تا با شما اگر لازم باشد در تماس باشیم .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها   

امين اميرفتحي گرجان
0 # آلارلوامين اميرفتحي گرجان 1396-03-12 11:13
با سلام خيلي ممنونم از اطلاعات ومنابع مفيد كه در مورد خاندان اينجاب در اختيار گذاشتيد من از نوادگان خانواده اميرفتحي ميباشم خواستم بگم امير فتحي ها در اردبيل روستاي گرجان وشهر گرمي روستاي قره قوچ ساكن هستند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
حامد مددی حمزه خانلو
0 # زنجانحامد مددی حمزه خانلو 1395-12-28 12:48
با سلام از شما دوست گرامی بخاطر زحمات فراوان و گرداوری منابع درست ، کمال تشکر را دارم . حامد مددی حمزه خانلو نتیجه ی نجفقلی خان و نتیجه ی حافظ بیگ مددلو
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
sardar. samidi
0 # طایفه الارلوsardar. samidi 1395-06-01 05:16
از مطالب مفید و تاریخی شما که گردآوری کرده اید بینهایت سپاسگزارم. شما از 32 روستایی که این طایفه در آن زندگی می‌کنند کاملا درست می‌فرمائید.بنده نیز در روستای بنه یکی از آن روستاها ساکن هستم.و این مطالب را جست و گریخته از پدربزرگان و پیرمردهای ساکن شنیده بودم.وبا این مطالب اطلاعات کامل شد.امیدوارم پاینده و پیروز باشید.سردار صمیدی بنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
...
0 # ... مجموعه نظرات گذشته ...... 1395-03-16 12:29
احمد پرویزی |2015-12-20 15:34:12
از گرداوری چنین اطلاعات گرانبهایی کمال تشکر را دارم. خسته نباشی
...................................................................................................
سردار صمیدی بنه |2015-11-12 13:26:54
از شماقدردانی و بی نهایت تشکر میشود
...................................................................................................
سردار صمیدی بنه |2015-11-05 13:40:01
از ارائه مطالب مفیدتان لذت بردم.اینجانب نیز از نوادگان آقاجان بگ هستم.اما در میان اجداد ما می‌گویند که اقاجان ا راللو هفت گوبک (فرزند )داشته.که صمیدبگلوها..حسین خان وطندوست ها..مجیدبگلو..امیرفتحی ها...نجفقلی ها...درخشی ها...و...و..بودند.که هرکدام رادر منطقه ای از گردنه لنگان تا انجیرلو پخش شده و مشغول گشته اند
...................................................................................................
مونا عباسی قوزلو - آلارلو |2013-11-21 01:30:55
سلام.
واقعا از شما به خاطر اطلاعات ارزنده تان متشکرم. پدر و مادرم متولد قوزلو مشکین شهر هستند و از طایفه مرادخانلی و کوسالی هستند . عجیب اینکه شباهت چهره همه خانواده ما متفاوت از دیگران می باشد و همیشه در جستجوی ریشه نژادی خود بودیم تا با سایت شما روبرو شدیم . ما کلی از بزرگهای فامیل پرس و جو می کردیم و همه از پدرانشان یکسری اطلاعات دست و پاشکسته داشتند به چایی منتهی نمی شد . باز هم متشکرم .
...................................................................................................
اسفندیار اقاجانی خطبه سرا تالش - سلام |2012-10-11 21:50:20
سلام .به وبلاگم سر بزنید اگر اطلاعاتی در مورد نسبت فامیلی طایفه اقاجانی تالش با وطندوستهای مغان دارید ارسال نمایید متشکرم
...................................................................................................
محمد اصغری کلاسر - salam |2013-03-27 22:56:00
سلام .ممنون از اینکه درمورد تاریخ طوایف نوشته اید.ولی متاسفانه در مورد طایفه کلاسر از طوایف بزرگ دشتمغان اصلا اسم و یادی نکرده اید. بنده در مورد تاریخ طایفه کلاسر کتاب نوشته ام. به نام کتاب کلاسر در گذر زمان جلد اول . اطلاعات و اسناد معتبری در این کتاب نوشته ام و تاریخ پیدایش و تاثیر این طایفه در شکست دولت عثمانی باصفویان،شکست روسها از عشایر،شکست دموکراتها از عشایر مخصوصا در جنگ کیسالا،کمک سران طایفه کلاسر به انقلاب مشروطیت و...
...................................................................................................
علي ماندگار |2012-01-03 21:49:00
با تشكر از گردآوري ارزنده جنابعالي لطفا با بنده تماس بگيريد
...................................................................................................
زهرا بیلداشی پناهی |2011-12-17 16:59:23
لطفا سوال مرا جواب بدهید 1-آیا خدا بیامرز شیرمحمد پناهی که دوران زنده بودن حسین اقاخان وطن دوست کدخدای روستای بیلداشی بود از طایفه آلارلوها بود یا از علی بابالوها
2-آیا قورت لوها که در بیلداشی هم ساکن بودند و هنوز هم ساکن هستند از کدام طایفه هستند 3-طایفه کورد یا کرد که در بیلداشی ساکن بودند یاهنوز هم هستند ازکدام طایفه هستند
باتشکر زهرا پناهی 46 امیدوارم جواب درست بدهید
...................................................................................................
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
سامان
0 # داورپناهسامان 1395-05-19 13:37
با سلام
احتراما بدین وسیله به استحضار دوستان گرام میرسانم که تمامی این تاریخ نوشته نوشته ها دور از واقعیت های تاریخی و ساخته ذهن افراد سود جو هستند و تمام این افرادی که شهید نامیده و مدافعه مرزهای وطن نامیده شده اند تمامی در واقعیت خلاف این نوشته ها هستند . و فقط غلام خانزاده معروف به غلام خان در طایفه آراللوها برای دفاع از دین و میهن جنگید و به شهادت رسید . رجوع شود به اسناد وزارت امور خارجه و اسناد وزارت کشور در کتاب تاریخ معاصر مشاهیر دشت مغان (وزارت کشور)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

ما همیشه هستیم ...