من در ایران تحقیقاتم را بعنوان دانشجوی علم انسان شناسی در تابستان 1963 در پایان دومین سال تحصیلی شروع کردم. اولین سفرم به میان عشایر شاهسونها را در آذربایجان ایران به ثمر رساندم. پس از دومین سفر در تابستان بعدی برای انجام تحقیقات دکتری وارد SOAS گردیدم که شامل یک تحقیق میدانی شدید در میان عشایر می شد. علاقه من به ایران توسط دو تن از همکاران دانشگاهی ام در کمبریج شعله ور شد .

 

پروفسور ریچارد تاپر... محقق بزرگ ... از اساتید بازنشسته دانشگاه لندن 

 

پیتر اوری( (Peter Averyمدرس زبان فارسی و سوپروایزر من ادموند لیچ(Edmond Leach)بود که یکبار در میان کردهای عراقی تحقیقاتی را انجام داده بود که (از نظر معیشیتی ) فاصله چندانی با شاهسونها ندارند. شاهسونها عشایر دامدار بودند که در سایبانهای پوشیده از نمد Kibitka – style با رمه های گوسفندان و بزها زندگی می کردند و از شتران برای حمل و نقل استفاده می نمودند.

 امروزه هزاران خانواده از آنها هنوز این شیوه زندگی را دنبال می کنند. اگر چه بسیاری نیز شتران را ترک گفته و از کامیونها و پیکابها برای حمل استفاده می نمایند. بزودی نظام اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی آنها را کشف کردم که قویا تحت تاثیر دو عامل اصلی قرار داشت ، یکی موقعیت آنها در مرز ایران با روسیه (اتحاد جماهیر شوروری سابق) و اکنون جمهوری آذربایجان و دیگری روابط آنها با این ایالتهای مختلف را در بر داشت.

 مطالعاتم در رابطه با شاهسونها بطور عمده در دو بخش مونوگراف و اثنوگراف (قوم  نگاری) انتشار یافتPastures and Politics , 1979 در. و دیگری در تاریخ (1997 Frontier Nomads of Iran )  عشایر مرزدار ایرانی - که سال گذشته بعنوان بهترین تحقیق سال 2001  توسط وزیر فرهنگ ایرانی شناخته شد.

من همچنین (بین سالهای 1968 و 1972) تحقیقات گسترده ای را در افغانستان و (بین سالهای 1979 و 1984) در ترکیه انجام داده ام . در هر دو مورد نانسی تاپر در کنار من بوده است.(اکنون Lindisfarne)

در افغانستان علاقه ام به عشایر دامدار را دنبال کردم . ما در شمال و مرکز کشور به همراه گروهی از پشتوهای دورانی زندگی و کوچ کردیم. در ترکیه ما تمرکز خودمان را بسوی زندگی در شهرهای کوچک استانی تغییر دادیم. مطالعاتمان را در خصوص  موضوعات دیگری از قبیل باورهای اسلامی مردم که روزانه انجام می دادند اختصاص دادیم.

در همه این مطالعات میدانی من هرگز ناراحتی های جسمی پیدا نکردم ( و در ترکیه این بیشتر احساس می شد ) اما به همان اندازه تلاش برای بدست آوردن مجوزهای لازم از مقامات محلی برای انجام تحقیقات قوم نگاری که چیزی شبیه بدگمانی بیش از حد و غیرقابل درک بود برای ما وجود داشت.

علاقه ام به ترکیه و افغانستان ادامه یافت ، اما یکبار دیگر در سال 1990 متوجه علاقمندی دوباره خودم به  ایران شدم که سفرهای متعددی با همسرم انسان شناس ایرانی (Anthropologist) (دکتر ) زیبا میرحسینی انجام دادم. امیدوارم دوباره در سال 2003 به ایران برگردیم.

من هنوز خیلی علاقمند به سرنوشت عشایر دامدار و بویژه شاهسونها هستم ، همانطوریکه  در کتاب مردم عشایر ایران 2002 منعکس شده است. (The Nomadic People of Iran 2002).

این کتاب زاییده افکار همکار ویراستار من جان تامپسون (Jon Thompson) می باشد که در حول و حوش تصاویر شگفت انگیز نصراله کسرائیان تمرکز کرده است. بهرحال تحقیقات من به سمت فرهنگ بصری ، مردمی و شهیر و اخیرا سینمای ایرانی تمایل پیدا کرده است .

کتاب تازه ویرایش شده دیگر (The New Iranian Cinema , 2002) سینمای جدید ایرانی( 2002 ) - از دو کنفرانس اولیه من که در SOAS  در این خصوص گرد آورده ام برخاسته است. من همچنین بعنوان یک درس اختیاری در علم انسان شناسی رسانه ای (درجه فوق لیسانس) آنرا تدریس می کنم.

علاقه من به سینما از درگیر شدن طولانی زمان با فیلم قوم نگاری نشات می گیرد. من یک دوربین 8 میلی متری در تابستان 1963 با خودم داشتم و وقتی کارم را در سالهای 66-1965 انجام دادم توسط سوپروایزر خودم کریستوف وون فورر (Christoph von Fűrer-Haimendorf) مورد تشویق قرار گرفتم و یک دوربین 16 میلی متری گرفتم.

در افغانستان علیرغم  تصمیمی که در اول داشتم من نتوانستم هم فیلم بگیرم و هم تحقیق میدانی خودم را انجام دهم. من فقط توانستم یک دوربین 8 میلی متری تهیه کنم که در کابل آنرا پیدا کردم. در ترکیه هم یک دوربین 8 میلی متری گرفتم.

نتایج (از نظر فیلمبرداری )در حد آماتور بود و من مدتها در خاورمیانه در رشته هایی که تدریس کرده ام برای دانشجویانم استفاده می کردم و اکنون متوقف کرده ام. (موضوع تدریس قوم نگاری و در خصوص علم انسان شناسی و فیلم بود).اخیرا اولین دوربین دیجیتالی و ویدیویی خودم را خریده ام. این فاصله را ببینید ! ( اشاره به داشتن دوربین 8 میلی متری در سالهای دور و اکنون پس از سالها تحقیق داشتن یک دوربین پیشرفته دیجیتالی می باشد. )

 

پروفسور ریچارد تاپر
دانشکده انسان شناسی و جامعه شناسی
استفاده از متن ترجمه با ذکر منبع آزاد است. مترجم آماده مشاوره و پذیرش رای و نظر صاحب نظران در خصوص نحوه ترجمه می باشد. تلاش شده است پیام متن اصلی حفظ شود.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

................................................................................................................

 

مردم عشایر ایران
The Nomadic People of Iran

نویسنده : پروفسور ریچارد تاپر
ترجمه : سعید مجردی
منبع :مجله دانشگاهی
(alumni magazine) در لندن

 

 

................................................................................................................

 

تاریخ سیاسی اجتماعی شاهسونهای مغان"

نویسنده : پروفسور ریچارد تاپر

ترجمه : حسن اسدی

 

اخیرا کتابی به اسم - تاریخ سیاسی اجتماعی شاهسونهای مغان- تالیف پروفسور ریچارد تاپر با ترجمۀ روان وشیوای دوست فاضلم جناب آقای حسن اسدی توسط نشر اختران چاپ وانتشار یافته است. نخست ، قبل از هر چیز باید از کوششهای بی دریغ جناب آقای ریچارد تاپر که همراه نامزدش خانم نانسی از آن سوی آبها(بریتانیا) آمده(اوایل دهه چهل) و در سرزمین عزیزمان مغان با تحمل انواع سختی ها گوشه و کنار مه آلود تاریخ ما را روشن و چنین زیبا جمع بندی نموده اند تشکر و تحسین به عمل آورد. دوم آنکه می بایست از معلم بزرگوار ᆲناب آقای اسدی که با پشت کار وشایستگی ستودنی شان کتابی با این حجم را برای ما رمز گشایی فرمودند قدردانی فراوانی نمود و دست مریزاد گفت. این کار اولین تجربه اقای اسدی در زمینه ترجمه است، اما سلاست و پرمایه گی آن تحسین بر انگیز است. قطع نظر از نگارش نادرست صورت برخی واژه گان ترکی همانند قوروچو یا قوروقچو که « قورچی» و قوللار(غلامان) قولر و یا یئددی بؤ لوک که به شکل یئدی بولوک نوشته شده ودر خلال کتاب مکرر آمده برای خواننده ترک زبان عذاب آور است اما در کل وفاداری بلا تردید آقای اسدی به حفظ اصالت سطورو ترجمه سلیس آن قدرت و وسعت دید ایشان را نمایان می سازد. امید است در آینده شاهد کارهای جذاب دیگری از ایشان باشیم.

« در این کتاب که حاصل پژوهش های میدانی فشرده وتحقیقات مفصل کتابخانه ای است، توامان به رهیافتهای مردم نگاشتی و تاریخی توجه شده است. این کتاب روایتگر تاریخ یکی از اتحادیه های بزرگ ایلی ایران یعنی شاهسونهای آذربایجان است.» گذشته به حرف و حدیث تبدیل شده ودیگر وجود خارجی ندارد . نیز همه طبقات اجتماعی آن با تمام مصایب و خوشبختی ها یشان در بستر تاریخ مدفون گشته اند. لیکن جهت آگاهی از مناسبات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی انسانهای منسوب به آن دوره و متعاقبا برای اطلاع از حوادث ورویدادهای آن مطالعه اش دور از اهمیت نیست . افزون بر این از نقطه نظر بنده وقوف به تاریخ که البته بیشتر، تاریخ طبقه غالب و پیروز است دستکم برای شناخت عوامل انحطاط ادواری و برای جبران یا شاید پرهیز از تکرار آن برای همه ضروری می نماید. هر چند معتقدم کتابهای تاریخی تا حدودی هیچ کدام تصویر روشنی از « واقعیتهای تاریخ» به دست نمی دهند و بسیاری از آن بیش از نقل قولهایی که اکثرا مᄃهیتی سیاسی و گاه مصلحتی دارند چیزی نیست و از این رهگذر پاسخ بسیاری از پرسشها در حد حدس و گمان باقی می ماند، اما به هر روی حداقل در این کتاب « اهمیت تاریخ تک تک این اتحادیه ها ، به مراتب بیشتر از کلیت تاریخ ایران است. داستان شاهسونها نمایشی است ازشکوه و افتخارات . اما دارای صحنه های تاریکی نیز هست . این نمایش در پایان همچون [ سرنوشت] دیگر اتحادیه ها به تراژدی ختم میشود.»

سراسر کتاب مملو از گزارشهای دوره به دوره از چپاول و غارتگری شاهسونها و گاهی قتل و یاغی گریهای بی محابای آنهاست. اسناد « شاهسون ها را افرادی قانون شکن معرفی می کند » اما از آنجاییکه هر چیز را باید در زمان خود ارزیابی نمود ، نباید از نظر دور داشت که « قانون شکنی آنان ناشی از فساد و ستم دستگاه حاکم حریص و بی مبالات بود » مسبب و مقصراصلی بسیاری از این اعمال خشونت آمیز، رفتار وسیاست ضد بشری و خود کامگی طبقات حاکمی بود که فاقد هرگونه وجدان بشری ، آگاهی سیاسی و فرهنگی بودند.

کسب مالیاتهای سنگین ، ارتشاء مامورین دولتی، باز گذاشتن دست گماشتگان (ایل بیگ ها) برای انجᄃم هرنوع اعمال نا عادلانه عامل مستقیم توحش و انحطاط و بد آموزی مردم تمام مناطق از جمله اهالی شاهسون بود . هیچ وجدان آگاهی نمیتواند در مطالعه سطر ᄈطر این تاریخ غرق در اندوه نشود. زور گویی، کرامت انسانی را تا جایی تحقیر نموده بود که « اگر کسی تفنگ خود را برمیداشت و در غارتهای شبانه اموال غارتی فراوانی می آورد ، مردم او را آدم مهم و زیرک می نامیدند و به او رئیس می گفتند» درد ناک ترین بخشهای این کتاب صفحاتی است که مستقیما با این نوع جملات روبرو می شوی « هیچ گونه نظم و انضباطی حکمفرما نیست . افراد ثروتمند ، ثروتشان را با انجام خوفنا ک ترین جنایت ها به دست می آورند . تنهᄃ افراد بی عرضه و تنبل نمی توانند فقرا و ضعیفان را غارت کنند [ ! ] » . در بسیاری فصلهای کتاب این جمله با مطالعه کننده الفت می یابد:«طوایف شاهسون برسᄆ تصاحب مراتع دائما به جنگ و نزاع با یکدیگر بر می خیزند » خاستگاه اینگونه صفات فضای، زورستانی های دستگاه فاسد و منحط اداری آن روزها بود « اعمال قدرت ایل بیگ ها بر افراد ایل حد و مرزی نداشت:ایل بیگ ها مالیات می گرفتند به دلخواه خود مجرمین را جریمه ، زندانی و تنبیه جمعی می کردند و یا به مصادره اموال آنان دست می یازیدند ... هر کدام از دختران رعایا یشان را به دلخواه به ازدواج خود در می آوردند» دربه بار آمدن چنین وضعیت رقت آور، حضور و دخالت برخی کشورهای خارجی نیز محسوس است. دست درازی های سیاسی و نظامی کشورهایی همچون روسیه، انگلیس وعثمانی به آشفتگی و خرابی اوضاع دامن مフ زده است. موقعیت زنان نیز در آن دوره ها تعریف چندانی ندارد . اگر چه عمده وظایف و کارهای سنگین آلاچیق ها بر عهده زنان بود لیکن آنها در آخر حق بردن سهمی از هیچ ارثی را نداشتند، مخصوصا دختران. انگار زن چیزی غیر از ابزار تولید نبوده است! ...

کنار شومینه نشسته ام ، کتاب در دستانم تمام می شود سکوتِ اتاقم را صدای آبی شعله ها می شᄅند ، ناگهان در یادبود انسانهای برباد رفـتۀ این اثر گم می شوم در خود فرو میروم و به این می اندیشم ؛ شاید جایی که من اکنون نشسته ام زمانی راه کاروᄃنهای شتر شاهسونان بوده یا آتشگاه کومه ای که دورش زن و بچه های نگران حلقه می زده اند! این اتاق کوچک من شاید جای سُمضربه های اسبان جنگجویانی بوده که تیغ بر گلوی همدیگر می نهادند و یا تماشاگه زن خسته ای که به ستون آلاچیق تکیه داده و برف ریزان بیرون را خیره گشته است .

پا نوشت: تمام جملات داخل گیومه از متن کتاب مذکور است.

 

 ................................................................................................................

 

                نانسی همسر سابق ریچارد تاپر

  ................................................................................................................

 

 

عكس فوق مربوط به محقق بزرگ ریچارد تاپر و همسر سابقش نانسی هست. که مربوط به دوران جوانی و حضور آنها در مغان هست 

عکس از : جناب آقای مهندس کیوان حاتمی

 

................................................................................................................

 

 

 

عکس جدیدی از ریچاردتاپر و توکل ایمانی گیکلو پسر ارشد حاج عمران ایمانی گیکلو میباشد.این عکس در فروردین1393در لندن گرفته شده است.ریچاردتاپر زمانیکه کتاب تاریخ سیاسی اجتماعی شاهسون را در ایران می نگاشت در آلاچیق حاج عمران ایمانی گیکلو به سر می برد.

ارسالی عکس و مطلب : جناب آقای علی ایمانی گیکلو

................................................................................................................

 

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی مطالب خلاف نظام ، شئونات اجتماعی ، توهین یا افترا به کسی می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
برای تماس با شما لطفا ایمیل خود را بدرستی وارد کنین تا با شما اگر لازم باشد در تماس باشیم .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما همیشه هستیم