با ژان لویی بودری اشتباه نشود.

ژان بودریار (به فرانسوی: Jean Baudrillard)‏ (۲۰ ژوئن ۱۹۲۹-۶ مارس ۲۰۰۷ میلادی) جامعه‌شناس، فیلسوف، عکاس و نظریه‌پرداز پسامدرنیته و پساساختارگرایی است.

نظریات و شهرت

بودریار به واسطه ایده‌هایی همچون وانموده (simulation) و ابرواقعیت یا واقعیت حاد (hyper-reality) شهرت یافت.

بودریار را به واسطه ملاحظه عجیبی که در سال ۱۹۹۱ در مورد جنگ خلیج فارس ارائه کرد نیز می‌شناسند؛ او گفت :

با ساخته شدن فیلم ماتریکس که سازندگانش بودریار را یکی از سرنخ‌های فکری فیلم معرفی کردند و با مباحثی که درباره جنگ خلیج فارس درگرفت نام او بیش ار پیش مطرح شد.

بودریار برای نخستین بار در تاریخ گفت که انسان‌ها دیگر در زندگی خودشان هم دخالتی نمی‌کنند. در مقاله‌ای که با عنوان «بعد از خوشگذرانی چه کار می‌کنی؟» منتشر کرد به این مطلب اشاره می‌کند که چگونه نیروهای آزادشده مدرنیسم - یعنی آزادی جنسی و نژادی، آزادی بیان و الغای امتیازات طبقاتی- به تدریج در پیوند با یکدیگر «جامعه نمایشی» را ساخته‌اند و در این جامعه به ضد آن چیزی که در اصل انتظار می‌رفت بدل شده‌اند.

 بودریار معتقد است جهان پسامدرن جهان وانموده است و به همین دلیل دیزنی لند و تلویزیون واقعیت های آمریکا را تشکیل می دهند. از نظر بودریار ما وارد جهان فراواقعی شده ایم. به عبارت دیگر، واقعیت تولید می شود، ولی از قدرت ما خارج است. بودریار حتی مقاله ای راجع به جنگ خلیج فارس در اوایل دهه ی 1990 نوشت و اشاره کرد که این جنگ، کاملا ً ساخته و پرداخته ی رسانه ها بود و آنها چنین جنگی را برای ما تصویر کردند. آنچه که ما از واقعیت و جهان واقعی می بینیم در واقع تصویری است که به ما نشان داده می شود. رسانه به صورت دریچه نگاه ما به جهان عمل می کنند. حتی وقتی که در صدد مخالفت با این نظام سرمایه داری پیشرفته باشیم بلافاصله به بخشی از آن تبدیل می شویم. از نظر بودریار پیروی عقل ابزاری بر شیوه های زندگی بشری موجب انحلال سوژه ی اجتماعی و خصوصی شدن بعد سیاسی شده است. این انحلال که همراه با انحلال کامل سوژه ی هگلی به دنبال نقد نیچه ای از متافیزیک است، متفکران پسامدرن را به سوی نوعی نسبی‌گرایی فرهنگی سوق می دهد که همراه با پلورالیسمی افسون زدا سقوط ایدئولوژی ها و نگرش های سهوگرایانه را فراهم می آورد. [۱]

نظریه‌های بودریار درباره تروریسم

همچنین بودریار در زمان وقوع حملات ۱۱ سپتامبر با مقالهٔ «روح تروریسم: یادبود برج‌های دوقلو» این واقعه را از نگاه خود واکاوید که واکنش‌ها و انتقادات فراوانی برانگیخت.

بودریار معتقد است که تروریسم در جامعه‌ای جهانی که مبتنی بر پیش فرض نادرست چیرگی خیر بر شر است، اجتناب ناپذیر خواهد بود؛ همان پیش فرضی که از جانب آمریکا تقویت می‌شود.


آثار

  • جامعه مصرفی
  • مبادله نمادین و مرگ
  • در سایهٔ اکثریت‌های خاموش
  • فوکو را فراموش کن
  • آینه تولید
  • وانموده و وانمایی
  • آمریکا
  • خلسه ارتباط
  • فریب پایان
  • اغوا
  • جنگ خلیج رخ نداد






انسان شناسی سایبرنتیک: آراء ژان بودریار (رژیم وانموده ها – انفجار درونریز)

گردآوری : حسنعلی فولادی



زندگی نامه   ژان بودریار از جمله دانشمندانی است که در کشور ما ایران کمتر شناخته شده است . وی سال 1929 در شهر رَنس فرانسه به دنیا آمد و مطابق عرف زمانه آموزش دید و بزرگ شد. در سال 1956  تدریس جامعه شناسی را در سطح آموزش متوسطه آغاز کرد  و تا سال 1966 که از رساله خود تحت عنوان نظام ابژه ها در دانشگاه نانتر پاریس دفاع کرد ، به این کار ادامه داد. او از اولین سال های تلاشش برای تجدید نظر در مارکسیسم تا خلاقانه ترین سال های عمرش به عنوان نظریه پرداز فرهنگ عامیانۀ فراواقع ، که کتابی دربارۀ لاس وگاس را نیز در این دوران نگاشت ، نظریه پردازی جدی و خاطره انگیز بوده است ( سیدمن ، 1388 : 229 ) . ژان بودریار در 6 مارسِ سال 2007 از دنیا رفت ( لین ، 1387 : 7 ) .      واژگان کلیدی      فراواقعیت : بودریار سه سطح را برای شبیه سازی ها در نظر می گیرد که در حاد ترین وضعیت آن که مربوط به جامعه پست مدرن است حالتی بوجود می آید که مفاهیم ریشه در واقعیت ندارد بلکه ریشه در تخیل و فراواقعیت دارند .    منظور بودریار از فراواقعیت این است که رایانه ای شدن ، تکنولوژی ارتباطات و رسانه ها با هم از طریق تولید تصاویر و مدل هایی از واقعیت که به طور روز افزونی جای خود واقعیت را می گیرند ، به تجربه بشری شکل می دهند ( گیبینز و ریمر ، 1381 : 74 ) .. به عبارت دیگر فراواقعیت نوعی توهم گسترده است که به یاری مکانیسم های پیشرفتۀ جهان مدرن یعنی رسانه های الکترونیک و همچنین تمامی امکانات تکنولوژیک تغییر واقعیت نظیر دستکاری های ژنتیک ، جراحی پلاستیک ، صحنه پردازی ها و ... ساخته می شود ( فکوهی ، 1386 : 321 ) .      شبیه سازی :  منظور از شبیه سازی ، یعنی تقلید و بازسازی یک واقعیت از طریق ابزارها و الگوهای اسطوره ای به نحوی که بتوان واقعیت شبیه سازی شده را از واقعیت اصلی گسست و جانشین آن کرد. جهان پسامدرن به باور بودریار همۀ واقعیت های بیرونی را در اشکالی آرمانی شبیه سازی می کند و آن ها را تبدیل به فراواقعیت می کند ( همان : 321 ) . به عبارت دیگر در شبیه سازی تولید خلاقانه و ابتکاری وجود ندارد ، بلکه اشیاء و رویدادها تنها بازتولید می شوند و اصالت ندارند . شبیه سازی ها تمایز میان واقعیت و نشانه ها را از بین می برند و کاری می کنند که دیگر نمی توان واقعیت ها را از نماها و نشانه ها تشخیص داد ( ریتزر ، نظریۀ جامعه شناسی در دوران معاصر ، 1386 : 829 ) . اندیشه های اساسی       مشخصۀ مدرنیته و پست مدرنیته : : وی نگاهی منتقدانه به پست مدرن دارد چنانکه اگر از خودش می پرسیدی وی منکر این برچسب به خود بود. او در اشاره به جامعه آمریکا که آن را الگویی از جامعه پست مدرن می داند تصویری تیره و تار و مبهم از این جامعه ارائه می کند و جامعه بشری کنونی را به طور قطع در وضعیت پسامدرن می داند . به گمان بودریار ، مشخصه مدرنیته عبارت است از انفجار تقسیم بندی های جدید (تفکیک علم از ادبیات و فلسفه)، شکل های جدید تمایز(جامعه شناسی از مردم شناسی متمایز شده ودر هر یک نیز حوزه های تخصصی از یکدیگر متمایز شده اند)، و تمایزهای جدید فرهنگی (تمایز میان فرهنگ عامیانه و روشنفکرانه).به عکس ، مشخصه پست مدرنیته عبارت است از فرآیند «فروشکست» که مرزها را در هم می شکند ( سیدمن ، 1388 : 231 ) . مثلاً مطالعه میان رشته ای در باب جنسیت ، شهر ، استعمار و مهاجرت که فواصل این تمایزات را در هم می نوردد تا دیگر تمایز فرهنگ عامه و برتر یا تفاوت عرصه های فرهنگی و اجتماعی از میان رخت بربندد ( محمدی اصل ، 1388 : 269 ) .      رسانه های گروهی : بودریار تاکید ویژه ای بر رسانه ها دارد و انتقادات تندی بر رسانه ها وارد می کند معتقد است این رسانه هستند که نقش اصلی را در مخدوش کردن واقعیات بازی می کنند . وی در بحثی تحت عنوان مرگ رسانه ها می گوید عدم رسانندگی رسانه ها و فاصله گرفتن از واقعیت عامل اصلی مرگ رسانه ها می باشد . بنا به استدلال بودریار ، در روزگاری که رسانه های گروهی همه جا حضور دارند ، واقعیت تازه ای فراواقعیت ـ آفریده می شود که متشکل از آمیزه ای از رفتارهای مردم و تصاویر رسانه هاست ( گیدنز ، 1389 : 670 ـ669 ) . بودریار همچنین معتقد است که رسانه های الکترونیکی رابطۀ ما را با گذشته مان نابود کرده و دنیایی آشوبناک و تهی آفریده اند ( همان : 974 ) .      انگاره پایان : بودریار در کتاب توهم پایان با نفی انگارۀ " پایان " استدلال های خود را دربارۀ سال 2000 به عنوان پایان هزاره کنونی ارائه می کند . به اعتقاد بودریار اعلان پایان هزاره چیزی جز یک سراب ، توهم و فریب بیش نیست . توهم پایان همانند بسیاری از دیگر نقاط پایانی خیالی است که در طول زمان در بستر تاریخ و در مسیر تکامل انسان انباشته شده اند ( نوذری ، 1388 : 255 ـ 254 ) .       جامعه مصرفی: از نظر بودریار ، مصرف مهم تر از هرچیز حاکی از نشانه هاست ، نه کالاها به این علت قادریم این نشانه ها را تفسیر کنیم که همگی کُد را می فهمیم و تحت نظارت آن هستیم . در واقع ، مصرف مبتنی بر این واقعیت است که دیگران معنای آنچه را ما مصرف می کنیم به همان نحو که خودمان می فهمیم خواهند فهمید(ریتزر ، مبانی نظریۀ جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن. ، 1389 : 410 ـ407 ).      رژیم وانموده ( امر واقعی / امر خیالی )(simulacrum) : مهم ترین و جدی ترین آثار بودریار در دهۀ 1980 مقاله " تقدم وانموده ها "در کتاب وانموده ها و وانمودگی است . در این مقاله نظر وی این است که سیطرۀ نشانه ها ، ایماژها ، و بازنمایی ها در دنیای معاصر آن چنان گسترده و فراگیر است ، که امر واقع بطور جدی محو شده است ، و « مرجع حقیقت و علل عینی دیگر وجود خارجی ندارند » ( نوذری ، 1388 : 250 ) . وی از این بحث مراحل تاریخی ای به دست می دهد که منجر به وضعیت مذکور شده اند . در وهلۀ نخست ، نشانه « بازتاب یک واقعیت اساسی » است . در وهلۀ دوم ، نشانه « یک واقعیت اساسی را نقاب زده و تحریف می کند » ( این شاید مرحلۀ ایدئولوژی و آگاهی کاذب و ساختگی باشد). در وهلۀ سوم ، نشانه « غیاب یک واقعیت اساسی را را نقاب می زند» . در وهلۀ چهارم ، که با آن دنیای معاصر فرا می رسد و دیگر نمی توان امیدی به فراروی یا واپس نشینی از آن داشت ، نشانه « حامل هیچ رابطه ای با هرگونه واقعیتی نیست ؛ نشانه وانمودۀ ناب خود است » ( پین ، 1383 : 166 ) .     بودریا میگوید:  پسامدرنیته دوره ایه که فن آوری فرمانشی ، سایبرنتیک و اطلاعات منجر به شبیه سازیهای بسیار گسترده شده شبیه سازیهای بخصوص تصویری . سیطره وانموده ها یعنی همان تصاویر شبیه سازی شده در جامعه پسامدرن آنقدر زیاد است که ما فرق بین اصل و بدل را نمی توانیم  تشخیص بدهیم . در گذشته اصل بر بدل رجحان داشت مثلا یک تابلوی کشیده شده به وسیله یک نقاش شهیر و صاحب نام خیلی ارزشمند تر بود تا اینکه همان تابلو رو یک نقاش دست دوم کپی کرده باشد . اما در دوره و زمانه ما چاپ دیجیتالی تابلوهای مشهور نقاشی دست کمی از نسخه اصل ندارد .

 

به گمان بودریار سه/3 مرتبه از تشابه (وانموده) وجود دارد که موازی با دگرگونی های قانون ارزش از رنسانس به بعد حرکت می کنند:1)بدل سازی ؛ الگوی غالب در دوره کلاسیک از رنسانس تا انقلاب صنعتی است.2)تولید ؛ الگوی غالب در دوران صنعتی است .3)شبیه سازی ؛ الگوی غالب در مرحله کنونی است که تحت حاکمیت کُد قرار دارد.تشابه مرتبه اول بر پایه قانون طبیعی ارزش ، تشابه مرتبه دوم بر پایۀ قانون بازاری ارزش و تشابه مرحله سوم بر پایه قانون ساختاری ارزش عمل می کند ( کهون ، 1388 : 464 ) .     انفجار درونریز(lmplosion)      بودریار میگوید معنای اصطلاح انفجار درونریز به طور دقیق از این قرار است : مسطحیل شدن یک قطب در یک قطب دیگر اتصال کوتاه بین قطبهای تمام نظام های متمایز معنایی ، منظور بودریار در این نقل قول این است که اتصال کوتاه یک جور اتصال کوتاه بین نظامهای نشانه ای است . یعنی نظامهای متفاوت نشانه ای که کاری باهم ندارند و نباید داشته باشند منجر به مهو شدن حد و حدود و تقابلهای آشکار و در نتیجه یکی شدن رسانه و امر واقع می شود .      بودریار مرز کنونی واقعیت و وانموده را در زمان حاضر چنین بیان می کند: بی فایده است که خیال انقلاب از طریق محتوا یا از طریق شکل را از سر بگذرانیم زیرا رسانه و امر واقع اکنون در وضعیت نامشخص واحدی قرار گرافته اند که حقیقتش را نمی توان کشف کرد (سخنرانی دکتر حسین پاینده 30/8/90 )      پایان فضای پرسپکتیوی امر اجتماعی . اجتماعیت عقلانی معاهده ، اجتماعیت دیالکتیکی ( اجتماعیت دولت و جامعه ی مدنی ، اجتماعیت امور عمومی و خصوصی ، اجتماعیت امور جمعی و فردی ) تسلیم اجتماعیت تماس تصادفی ، اجتماعیت شبکه ی مداری و ترانزیستوری هزاران هزار مولکول و ذره ی تصادفا نگاه داشته شده در میدان گرانشی ، مولکولها و ذره هایی مجذوب گردش دائم ، و هزاران آمیزش حساب شده یی که این مولکول های و ذره ها را در جریان الکتریکی می گذارند ، شده است (بودریار ، 1387 : 108 ) . این حاد واقعیت به همین شیوه به امر اجتماعی نیز پایان می دهد . امر اجتماعی ، اگر که زمانی موجودیتی ملازم با نوانموده های متعلق به نظم دوم داشته ، دیگر حتی مجال تولید شدن در کنار وانموده های متعلق به نظم سوم را هم ندارد : امر اجتماعی از آغاز در دام «اغراق و انفجار» و به نمایش گذاری حاد خود ، در دام وقاحت خود افتاده است . نشانه های این حاد واقعی سازی امر واقعی ، نشانه های مضاعف سازی آن و تحقیق پیش بینی شده اش را در هر کجا می توان مشاهده کرد (بودریار، 1378: 108) .در نظریه انفجار درونریز‏ (lmplosion)  به اعتقاد بودریار مرز میان واقعیت و وانموده یا شبیه سازی شده از میان می‏رود، یعنی در واقع معناها و پیامها در هم می‏آمیزند و حوزه سیاست، حوزه سرگرمی، حوزه تبلیغات و جریان اطلاعات همگی به یک واحد تبدیل می‏شوند. همه شئون جامعه در یک جریان فرو ریزی از درون خلط می شوند و با هم ادغام می‏شوند و مرزهای محکم ، واقعی و قطعی خود را از دست می‏دهند.  دیگر میان سیاست، تفنن، سرمایه، کار، فرهنگ والا و فرهنگ توده‏ای تفاوت و مرزی وجود نخواهد داشت.

 

منابع و مآخذ• بودریار ، ژان (1387) ، در سایه اکثریت خاموش ، ترجمه پیام یزدانجو ، چاپ دوم ، تهران : نشر مرکز.• پین ، مایکل (1383 ) ، فرهنگ اندیشۀ انتقادی؛ از روشنگری تا پسامدرنیته ، ترجمۀ پیام یزدانجو ،چاپ دوم ، تهران : نشر مرکز.• ریتزر ، جورج (1386 ) ، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر ، ترجمۀ محسن ثلاثی ، چاپ دوازدهم ، تهران : انتشارات علمی .• ریتزر ، جرج (1389 ) ، مبانی نظریه جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن ، ترجمۀ شهناز مسمی پرست ، تهران : نشر ثالث.• سیدمن ، استیون (1388 ) ، کشاکش آرا در جامعه شناسی ، ترجمۀ هادی جلیلی ، چاپ دوم ، تهران : نشر نی .• فکوهی ، ناصر (1386 ) ، تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی ، چاپ پنجم ، تهران : نشر نی.• کهون ، لارنس (1388 ) ، متن هایی برگزیده از مدرنیسم تا پست مدرنیسم ، ترجمۀ عبدالکریم رشیدیان ، چاپ هفتم ، تهران : نشر نی.• کیویستو ، پیتر (1388 ) ، اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی ، ترجمۀ منوچهر صبوری ، چاپ هفتم ، تهران : نشر نی .• گیبینز ، جان آر و بو ریمر (1381 ) ، سیاست پست مدرنیته ؛ در آمدی بر فرهنگ و سیاست معاصر ، ترجمۀ منصور انصاری ، تهران : انتشارات گام نو .• گیدنز ، آنتونی با همکاری کارن بردسال (1389 ) ، جامعه شناسی ، ترجمۀ حسن چاوشیان ، چاپ پنجم ، تهران : نشر نی .• لچت ، جان (1383 ) ، پنجاه متفکر بزرگ معاصر؛ از ساختارگرایی تا پسامدرنیته ، ترجمۀ محسن حکیمی ، چاپ سوم ، تهران : انتشارات خجسته .• لین ، ریچارد جی (1387 ) ، ژان بودریار ، ترجمۀ مهرداد پارسا ، تهران : انتشارات فرهنگ صبا .• مالپاس ، سایمون (1388 ) ، پسامدرن ، ترجمۀ بهرام بهین ، تهران : انتشارات ققنوس .• محمدی اصل ، عباس (1388 ) ، نظریه های جامعه شناسی ، تهران : انتشارات جامعه شناسان .• نوذری ، حسینعلی (1388 ) ، صورتبندی مدرنیته و پست مدرنیته ؛ بسترهای تکوین تاریخی و زمینه های تکامل اجتماعی ، چاپ سوم ، تهران : انتشارات نقش جهان .


آراء ژان بودریار (رژیم وانموده ها و انقلاب درونریز)

گردآوری : حسنعلی فولادی


چکیده
عکس العمل هایی متفاوت و مغرضانه  از سوی جامعه علمی جهان بخصوص جهان غرب نسبت به افکار و آراء ژان بودریار، سبب جذابیت مطالعه و تحقیق در مورد این متفکر رک گوی فرانسوی شده است . بودریار مفاهیم متعددی را خلق نموده که در نظریه پردازیهای علوم اجتماعی به شدت رواج پیدا کرده است و در این مقاله ضمن اشاره ای به چند مفهوم که زمینه ساز اندیشه بودریار است به دو مفهوم وانموده ها و انفجار درونریز اشاره می کنیم . بودریار در آثار متعددی که از او بجای مانده است به صورت انتقادی وضعیت جامعه پست مدرن را تشریح می کند و برداشتی تیره و تار از این دوره یا برساخته ذهنی ارائه می نماید . وی رسانه ها را اصلی ترین عوامل انحرافی درک اطلاعات برای انسان می داند . و آثاری که در جامعه پست مدرن مشاهده می شود مثل درهم آمیختگی نهادها و درهم شکستگی مرزها را نتیجه انفجار درونریزی می داند که حاصل این انفصال بین انسان و واقعیت است و توسط رسانه ها بوجود آمده است .
واژگان کلیدی : رسانه ، پست مدرنیته ، وانمودگی ، فراواقعیت ، انفجار درونریز

مقدمه
مفهوم پسامدرنیته همواره یکی از موضوعات مورد بحث و تحقیق علمی می باشد . چرا که یکی از بسترهای بررسی مسائل اجتماعی جامعه کنونی است و ریشه بسیاری از تحولات و تغیرات زندگی روزمره را می توان در موضوعات مربوط به پست مدرن یافت . هدف از گردآوری این مقاله پرداختن به آراء یکی از بزرگترین نظریه پردازان پست مدرن به نام ژان بودریار است ، کسی که با انتقادات خود زوایای این دوره را از نگاهی دیگر مورد بررسی قرار داده و حجاب از ظاهر این حرکت یا دوره برداشته است .
محقق با شرح آراء بودریار سعی بر تطبیق گفته های او با جامعه حال حاضر ایران دارد . و لذا مثالهایی عینی از گفته های بودریار را در باب موضوع مورد بحث مطرح می کند . از آنجایی که در ایران آثار این متفکر مورد ترجمه و بررسی قرار نگرفته، لذا این مقاله می تواند شروع یکی از مباحث جدیدی باشد که کشور ما ایران در زمینه پسامدرنیته با آن رو برو خواهد بود . و امید است این مقاله مفاهیم ژان بودریار را به منظور بحث و کنکاش بیشتر در محافل علمی بگستراند .

زندگی نامه
ژان بودریار از جمله دانشمندانی است که در کشور ما ایران کمتر شناخته شده است . وی سال 1929 در شهر رَنس فرانسه به دنیا آمد و مطابق عرف زمانه آموزش دید و بزرگ شد. در سال 1956  تدریس جامعه شناسی را در سطح آموزش متوسطه آغاز کرد  و تا سال 1966 که از رساله خود تحت عنوان نظام ابژه ها در دانشگاه نانتر پاریس دفاع کرد ، به این کار ادامه داد.
او از اولین سال های تلاشش برای تجدید نظر در مارکسیسم تا خلاقانه ترین سال های عمرش به عنوان نظریه پرداز فرهنگ عامیانۀ فراواقع ، که کتابی دربارۀ لاس وگاس را نیز در این دوران نگاشت ، نظریه پردازی جدی و خاطره انگیز بوده است ( سیدمن ، 1388 : 229 ) . ژان بودریار در 6 مارسِ سال 2007 از دنیا رفت ( لین ، 1387 : 7 ) .

اندیشه های اساسی
رژیم وانموده ( امر واقعی / امر خیالی )(simulacrum) : مهم ترین و جدی ترین آثار بودریار در دهۀ 1980 مقاله " تقدم وانموده ها "در کتاب وانموده ها و وانمودگی است . در این مقاله نظر وی این است که سیطرۀ نشانه ها ، ایماژها ، و بازنمایی ها در دنیای معاصر آن چنان گسترده و فراگیر است ، که امر واقع بطور جدی محو شده است ، و « مرجع حقیقت و علل عینی دیگر وجود خارجی ندارند » ( نوذری ، 1388 : 250 ) . وی از این بحث مراحل تاریخی ای به دست می دهد که منجر به وضعیت مذکور شده اند . در وهلۀ نخست ، نشانه « بازتاب یک واقعیت اساسی » است . در وهلۀ دوم ، نشانه « یک واقعیت اساسی را نقاب زده و تحریف می کند » ( این شاید مرحلۀ ایدئولوژی و آگاهی کاذب و ساختگی باشد). در وهلۀ سوم ، نشانه « غیاب یک واقعیت اساسی را را نقاب می زند» . در وهلۀ چهارم ، که با آن دنیای معاصر فرا می رسد و دیگر نمی توان امیدی به فراروی یا واپس نشینی از آن داشت ، نشانه « حامل هیچ رابطه ای با هرگونه واقعیتی نیست ؛ نشانه وانمودۀ ناب خود است » ( پین ، 1383 : 166 ) .
بودریا میگوید:  پسامدرنیته دوره ایه که فن آوری فرمانشی ، سایبرنتیک و اطلاعات منجر به شبیه سازیهای بسیار گسترده شده شبیه سازیهای بخصوص تصویری . سیطره وانموده ها یعنی همان تصاویر شبیه سازی شده در جامعه پسامدرن آنقدر زیاد است که ما فرق بین اصل و بدل را نمی توانیم  تشخیص بدهیم . در گذشته اصل بر بدل رجحان داشت مثلا یک تابلوی کشیده شده به وسیله یک نقاش شهیر و صاحب نام خیلی ارزشمند تر بود تا اینکه همان تابلو رو یک نقاش دست دوم کپی کرده باشد . اما در دوره و زمانه ما چاپ دیجیتالی تابلوهای مشهور نقاشی دست کمی از نسخه اصل ندارد .
به گمان بودریار سه/3 مرتبه از تشابه (وانموده) وجود دارد که موازی با دگرگونی های قانون ارزش از رنسانس به بعد حرکت می کنند:
1)بدل سازی ؛ الگوی غالب در دوره کلاسیک از رنسانس تا انقلاب صنعتی است.
2)تولید ؛ الگوی غالب در دوران صنعتی است .
3)شبیه سازی ؛ الگوی غالب در مرحله کنونی است که تحت حاکمیت کُد قرار دارد.
تشابه مرتبه اول بر پایه قانون طبیعی ارزش ، تشابه مرتبه دوم بر پایۀ قانون بازاری ارزش و تشابه مرحله سوم بر پایه قانون ساختاری ارزش عمل می کند ( کهون ، 1388 : 464 ) .
انفجار درونریز(lmplosion)
بودریار میگوید معنای اصطلاح انفجار درونریز به طور دقیق از این قرار است : مسطحیل شدن یک قطب در یک قطب دیگر اتصال کوتاه بین قطبهای تمام نظام های متمایز معنایی ، منظور بودریار در این نقل قول این است که اتصال کوتاه یک جور اتصال کوتاه بین نظامهای نشانه ای است . یعنی نظامهای متفاوت نشانه ای که کاری باهم ندارند و نباید داشته باشند منجر به مهو شدن حد و حدود و تقابلهای آشکار و در نتیجه یکی شدن رسانه و امر واقع می شود .
بودریار مرز کنونی واقعیت و وانموده را در زمان حاضر چنین بیان می کند: بی فایده است که خیال انقلاب از طریق محتوا یا از طریق شکل را از سر بگذرانیم زیرا رسانه و امر واقع اکنون در وضعیت نامشخص واحدی قرار گرافته اند که حقیقتش را نمی توان کشف کرد.
پایان فضای پرسپکتیوی امر اجتماعی . اجتماعیت عقلانی معاهده ، اجتماعیت دیالکتیکی ( اجتماعیت دولت و جامعه ی مدنی ، اجتماعیت امور عمومی و خصوصی ، اجتماعیت امور جمعی و فردی ) تسلیم اجتماعیت تماس تصادفی ، اجتماعیت شبکه ی مداری و ترانزیستوری هزاران هزار مولکول و ذره ی تصادفا نگاه داشته شده در میدان گرانشی ، مولکولها و ذره هایی مجذوب گردش دائم ، و هزاران آمیزش حساب شده یی که این مولکول های و ذره ها را در جریان الکتریکی می گذارند ، شده است (بودریار ، 1387 : 108 ) . این حاد واقعیت به همین شیوه به امر اجتماعی نیز پایان می دهد . امر اجتماعی ، اگر که زمانی موجودیتی ملازم با نوانموده های متعلق به نظم دوم داشته ، دیگر حتی مجال تولید شدن در کنار وانموده های متعلق به نظم سوم را هم ندارد : امر اجتماعی از آغاز در دام «اغراق و انفجار» و به نمایش گذاری حاد خود ، در دام وقاحت خود افتاده است . نشانه های این حاد واقعی سازی امر واقعی ، نشانه های مضاعف سازی آن و تحقیق پیش بینی شده اش را در هر کجا می توان مشاهده کرد (بودریار، 1378: 108) .
در نظریه انفجار درونریز‏ (lmplosion)  به اعتقاد بودریار مرز میان واقعیت و وانموده یا شبیه سازی شده از میان می‏رود، یعنی در واقع معناها و پیامها در هم می‏آمیزند و حوزه سیاست، حوزه سرگرمی، حوزه تبلیغات و جریان اطلاعات همگی به یک واحد تبدیل می‏شوند. همه شئون جامعه در یک جریان فرو ریزی از درون خلط می شوند و با هم ادغام می‏شوند و مرزهای محکم ، واقعی و قطعی خود را از دست می‏دهند.  دیگر میان سیاست، تفنن، سرمایه، کار، فرهنگ والا و فرهنگ توده‏ای تفاوت و مرزی وجود نخواهد داشت.

مشخصۀ مدرنیته و پست مدرنیته : : وی نگاهی منتقدانه به پست مدرن دارد چنانکه اگر از خودش می پرسیدی وی منکر این برچسب به خود بود. او در اشاره به جامعه آمریکا که آن را الگویی از جامعه پست مدرن می داند تصویری تیره و تار و مبهم از این جامعه ارائه می کند و جامعه بشری کنونی را به طور قطع در وضعیت پسامدرن می داند .
به گمان بودریار ، مشخصه مدرنیته عبارت است از انفجار تقسیم بندی های جدید (تفکیک علم از ادبیات و فلسفه)، شکل های جدید تمایز(جامعه شناسی از مردم شناسی متمایز شده ودر هر یک نیز حوزه های تخصصی از یکدیگر متمایز شده اند)، و تمایزهای جدید فرهنگی (تمایز میان فرهنگ عامیانه و روشنفکرانه).به عکس ، مشخصه پست مدرنیته عبارت است از فرآیند «فروشکست» که مرزها را در هم می شکند ( سیدمن ، 1388 : 231 ) . مثلاً مطالعه میان رشته ای در باب جنسیت ، شهر ، استعمار و مهاجرت که فواصل این تمایزات را در هم می نوردد تا دیگر تمایز فرهنگ عامه و برتر یا تفاوت عرصه های فرهنگی و اجتماعی از میان رخت بربندد ( محمدی اصل ، 1388 : 269 ) .
در عصر مدرن قدرت در طبقه یا نهاد خاصی از سرمایه داری یا دولت مسکن می گزیند اما در جهان پست مدرنیسم قدرت هم شکل چرخش نشانه ها و معانی است یعنی قدرت در حوزه اجتماعی منتشر است و آن را اشباع می کند و سلطه اجتماعی نه از طریق سرکوب یا اجبار یا قدرت عقلانی است بلکه فرد از طریق تصاویر و معانی رسانه های جمعی عمل می کند. حوزه اجتماعی در جهان پست مدرنیسم به توده بزرگی تبدیل می شود و به جای امر اجتماعی ، توده ها وجود دارند که آلت دست و محصول جانبی عصر شبیه ها هستند ( سیدمن ، 1388 : 232 ) .

رسانه های گروهی : بودریار تاکید ویژه ای بر رسانه ها دارد و انتقادات تندی بر رسانه ها وارد می کند معتقد است این رسانه هستند که نقش اصلی را در مخدوش کردن واقعیات بازی می کنند . وی در بحثی تحت عنوان مرگ رسانه ها می گوید عدم رسانندگی رسانه ها و فاصله گرفتن از واقعیت عامل اصلی مرگ رسانه ها می باشد .
بودریار یکی از پر نفوذترین نظریه پردازان رسانه ها می باشد. کارهای او تأثیر شایانی از افکار اینس و مک لوهان پذیرفته است.بودریار تأثیر رسانه های گروهی مدرن را کاملاً متفاوت و ژرف تر از ، هر فناوری دیگر قلمداد می کند .پیدایش رسانه های گروهی ، خصوصاً رسانه های الکترونیکی مثل تلویزیون ، موجب دگرگونی ماهیت و سرشت زندگی های ما شده است.تلویزیون دنیا را برای ما فقط «بازنمایی» نمی کند ، بلکه چیستی دنیایی را که ما واقعاً در آن زندگی می کنیم، برای ما تعریف می کند. بنا به استدلال بودریار ، در روزگاری که رسانه های گروهی همه جا حضور دارند ، واقعیت تازه ای فراواقعیت ـ آفریده می شود که متشکل از آمیزه ای از رفتارهای مردم و تصاویر رسانه هاست دنیای فراواقعیت با شبیه واره ها بنا می شود ـ تصویرهایی که معنای خود را از تصویرهای دیگر اخذ می کنند و به همین دلیل پایه و اساسی در « واقعیت بیرونی » ندارند ( گیدنز ، 1389 : 670 ـ669 ) . بودریار همچنین معتقد است که رسانه های الکترونیکی رابطۀ ما را با گذشته مان نابود کرده و دنیایی آشوبناک و تهی آفریده اند ( همان : 974 ) . برای مثال تبلیغات را در نظر بگیرید . تبلیغات ما را گول نمی زند یا به ما دروغ نمی گوید. تبلیغات ، کاری ورای این هاست ، زیرا مباحثش فارغ از درست و نادرست است . سنجش صحت تبلیغات کار ناممکنی است ، چرا که تبلیغات ریشه در واقعیت ندارد ، تبلیغات حقیقت خاص خود ـ رسالتی تحقق بخشنده به خود ـ است . واقعیت امروزه همه همین است! ( هوروکس و ژوتیک ، 1387 : 127 ) . موضوع تلویزیون نشانگر توجه بودریار به « طبقه » به عنوان عاملی با معنا در معنای اجتماعی است . طبقات بالا به ندرت از تلویزیون استفاده می کنند و آن هم تا حدی در خفا . طبقات متوسط به خاطر ارزش آموزشی ( مستندها ، اخبار ) تلویزیون تماشا می کنند ، تلویزیون معمولاً اما نه به شکل محوری ، در زندگی آنها ادغام شده است. طبقات پایین به خاطر لذت بردن از تصاویر به تماشای تلویزیون می نشینند. حوصلۀ بی حد و مرزی که آنها در تماشای تلویزیون از خود نشان می دهند معمولاً آمیخته به انفعالی کاهلانه است. آنها با انتقاد از سرشت ( عالی اما ) خسته کنندۀ برخی برنامه ها می خواهند سطح پایین خود به لحاظ فرهنگی را پنهان کنند. در خانواده های متعلق به طبقات پایین تلویزیون را با وسایل قشنگ ارزان قیمت دوره کرده و کل اتاق را حول محور تلویزیون سامان می دهند . دیگر اقدامات ـ جلا دادن قاب تلویزیون ، تمیز کردن آن ، برق انداختن صفحۀ تصویرش ، و دیگر نشانه های ول خرجی یا گشاده دستی ـ راهبردهای طبقاتی تبعیض و تفاوت گذاری را ترسیم کرده ، معمولاً مجسم کنندۀ ، « فن بیان ناامیدی » اند که چیزی نیست مگر کوشش مأیوسانه یک طبقه پایین تر در آرزوی رسیدن به نشانه های طبقات مسلط ( همان : 135 ـ 134 ) .

نقد نظریات مارکسیسم : بودریار در مجموعه ای از کتاب هایش ، سیستم ابژه ها ، جامعۀ مصرفی و آیینه تولید ، قصد داشت مارکسیسم را اصلاح کند اما در نهایت به مخالفت با آن پردخت. او عنوان کرد که اگر چه مارکس هدف انقلابی داشت ، اما مفروضات و مفاهیم راهنمای افکاراجتماعی اش بازتاب دهنده و تقویت کنندۀ جامعۀ سرمایه داری لیبرال غربی است .در قلب مارکسیسم ایدئولوژ ی فایده گراو تولید گرایی قرار دارد که  جامعه را به کار به مثابه ابزار تولید و رشد اقتصادی ، تقلیل می دهد . مارکسیسم که نادانسته روح فایده گرای سرمایه داری را پذیرفته بود نتوانست به ساختاربندی فرهنگی یا نمادین جامعه پی ببرد برای مثال در حالی که مارکس کالاها را جزئی از تقسیم کار اقتصادی می دانست بودریار کالاها را سیستمی از نشانه ها تلقی می کند که با اعطای هویت و موقعیت ( مانند جنسیت ، طبقه یا هویت محلی ) به انسان ها و اشیاء جهان اجتماعی را سازمان می بخشد. بودریار عملاً مارکسیسم را وارونه کرد. بودریار به جای آن که نیاز طبیعی و کار انسان را عامل حرکت تاریخ قرار دهد ، بر ساختاربندی جامعه بر اساس معانی نمادی و زبانی تأکید می کند ( سیدمن ، 1388 : 229 ) . بودریار در در دفاع از نقد اقتصاد سیاسی نشانه (1972 ) و آینۀ تولید ( 1973 ) ، حملۀ سهمگینی به ایدۀ « تولید » می کند و این ایده ای است که در جامعه شناسی مارکسیستی اهمیت محوری داشته است . او در این دو کتاب بر « نظریۀ ارزش » مارکسیستی انگشت گذاشته ، و به ویژه تمایز بنیادینی را مورد توجه قرار می دهد که نگرش مارکسیستی میان ارزش های کاربری ( که بی واسطه ، اصیل و ابطال ناپذیر دانسته می شوند ) و ارزش های مبادله ای ( که توسط نهاد بازار وضع شده و مصنوعی ، منحرف و منفعت جویانه اند ) قائل می شود ( پین ، 1383 : 165ـ164 ) . بودریار ، ابتدا با افزودن شیء نمادین و شیء نشانه ای به مقولۀ شیء ، دایره تحلیل خود را می گسترد. او سپس می گوید ، باید بین چهار منطق متفاوت فرق گذاشت : 1ـ منطق فعالیت های عملی ، که به ارزش مصرفی مربوط می شود . 2ـ منطق هم ارزشی ، که به ارزش مبادله ای مربوط می شود . 3ـ منطق دوسویگی ، که به مبادلۀ نمادین مربوط می شود. 4ـ منطق تفاوت ، که به ارزش نشانه ای مربوط می شود. این منطق ها را می توان به ترتیب به عنوان منطق های فایده ، بازار ، هدیه و منزلت خلاصه کرد. شیء در منطق نخست به ابزار ، در منطق دوم به کالا ، در منطق سوم به نماد و در منطق چهارم به نشانه تبدیل می شود ( لچت ، 1383 : 343 ـ342 ) .

انگاره پایان : بودریار در کتاب توهم پایان با نفی انگارۀ " پایان " استدلال های خود را دربارۀ سال 2000 به عنوان پایان هزاره کنونی ارائه می کند . به اعتقاد بودریار اعلان پایان هزاره چیزی جز یک سراب ، توهم و فریب بیش نیست . توهم پایان همانند بسیاری از دیگر نقاط پایانی خیالی است که در طول زمان در بستر تاریخ و در مسیر تکامل انسان انباشته شده اند بنابراین به زعم وی انگاره و تصور " پایان " بخشی از خیال پردازی ها و توهمات تاریخ خطی است امروزه ما نه تنها در حال نزدیک شدن به پایان تاریخ نیستیم ، بلکه درست در جهت عکس آن در حال حرکت هستیم ، به سوی فرآیند محو شدن یا استحاله ای نظام مند حرکت می کنیم . بشر در حال محو کردن و زایل ساختن کل قرن بیستم ، زدودن تمامی آثار و نشانه های جنگ سرد یکی پس از دیگری ، و حتی از میان برداشتن تمامی نشانه های جنگ های جهانی اول و دوم و علایم و عوارض نشانه های انقلابات سیاسی و ایدئولوژیک عصر خوداست.کتاب توهم پایان که در واقع از دیدگاه پست مدرن به تجزیه و تحلیل مدرنیته و پیامدهای آن پرداخته است ، ضمن بر عهده گرفتن رسالت کشف راهبردهای مهلک و تقدیری زمان ، گستره وسیعی از معضلات دو دهه اخیر را مورد بررسی قرار داده است ( نوذری ، 1388 : 255 ـ 254 ) .

جامعه مصرفی: بودریار در آثار نخستینش تحت تأثیر اندیشه کارل مارکس و شاخه های مختلف نظریه نومارکسی بود .با وجود این ، اگرچه مارکس و بیشتر نومارکسیست ها به موضوعات مربوط به تولید توجه می کردند ، بودریار توجه اش را به ظهور جامعۀ مصرفی معطوف کرد. بودریار که متأثر از زبان شناسی و نشانه شناسی بود او را به آنجا کشاند که مصرف اشیاء را نوعی زبان تصور کند. در محدوده این زبان ، هرشیء مصرفی نشانه ای دارد که با آن مرتبط است .برای مثال ، در بازار اتومبیل امروزه خرید یک لکسوز نشانه ثروت است ، در حالی که خریدن یک کیا یا یک سیتروئن دواسبه حاکی از وضعیت اقتصادی معمولی است. از نظر بودریار ، مصرف مهم تر از هرچیز حاکی از نشانه هاست ، نه کالاها به این علت قادریم این نشانه ها را تفسیر کنیم که همگی کُد را می فهمیم و تحت نظارت آن هستیم . در واقع ، مصرف مبتنی بر این واقعیت است که دیگران معنای آنچه را ما مصرف می کنیم به همان نحو که خودمان می فهمیم خواهند فهمید. نکته اصلی این است که ما در حین مصرف کردن اشیاء خودمان را تعریف می کنیم مقوله های اشیاء ، مقوله های افراد را تعریف می کنند. یکی از راه های پیدا کردن جایگاه مان در نظم اجتماعی بر حسب آن چیزی است که مصرف می کنیم . روی هم رفته به معنایی بسیار واقعی ، مردم آن چیزی هستند که مصرف می کنند، آن ها خود را ، و دیگران نیز آن ها را ، بر آن مبنا تعریف می کنند. در نتیجه ، انگیزه مصرف آن چیزی نیست که ما غالباً فرض می کنیم هست . بودریار الگوی مصرفی را به وسیلۀ تفاوت تبیین می کند و معتقد است که ما برای این مصرف می کنیم که با مردم دیگر متفاوت باشیم و چنین تفاوت هایی به وسیله آنچه مصرف می کنیم و چگونگی مصرفمان تعریف می شود (ریتزر ، مبانی نظریۀ جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن ، 1389 : 410 ـ407 ). برای مثال فرد ثروتمندی که سیتروئن دواسبه سوار می شود چشم ها را خیره نمی کند ، در واقع او خود را با شیوۀ مصرف و با سبک زندگی خاص خود از دیگران متمایز می سازد . وی با گذار از خود نمایی به سادگی ، از خود نمایی کمّی به تشخص و از پول به فرهنگ ، مزیت خود را حفظ می کند ( بودریار ، 1389 : 67 ) . نکتۀ کلیدی دیگر از نظر بودریار آن است که مصرف هیچ ربطی یا ربط چندانی به آنچه ما به طور معمول واقعیت تصور می کنیم ندارد در واقع ما نشانه های مربوط به آن ها و کُدی را مصرف می کنیم که آن ها را تعریف و کنترل می کند. به نظر بودریار ، سرمایه داری هرچه بیشتر نیازمند آن شده است که مطمئن شود مردم در جامعۀ مصرفی مشارکت فعالانه دارند. در همین راستا لازم است که مصرف کنندگان را به چیزهایی وسوسه کرد از قبیل خریدن آنچه نیاز ندارند ، آنچه توانایی خریدنش را ندارند ، و آنچه ممکن است لازم شود برای بدست آوردنش زیر بار قرض بروند . به علاوه ، سرمایه داران علاقه مندند که از انقلاب اجتماعی جلوگیری به عمل آورند ، درست همان طور که جلوی شورش پرولتاریا را با وادار به کار سخت کردن می توان گرفت . مصرف کنندگان اگر نه تنها مشغول مصرف بلکه مشغول کار برای استطاعت خرید آن همه مواد مصرفی را داشتن نیز باشند احتمال کمتری دارد که طغیان ورزند  (ریتزر ، مبانی نظریۀ جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن ، 1389 : 413 ـ 411 ) .

فراواقعیت : بودریار سه سطح را برای شبیه سازی ها در نظر می گیرد که در حاد ترین وضعیت آن که مربوط به جامعه پست مدرن است حالتی بوجود می آید که مفاهیم ریشه در واقعیت ندارد بلکه ریشه در تخیل و فراواقعیت دارند .
منظور بودریار از فراواقعیت این است که رایانه ای شدن ، تکنولوژی ارتباطات و رسانه ها با هم از طریق تولید تصاویر و مدل هایی از واقعیت که به طور روز افزونی جای خود واقعیت را می گیرند ، به تجربه بشری شکل می دهند ( گیبینز و ریمر ، 1381 : 74 ) فراواقعیت به معنی « ناواقعیت » نیست ، بلکه مشخصۀ فرهنگی است که در آن ساخته های خیالی رسانه ها ، سینما و فن آوری های رایانه ای برای ما واقعی تر جلوه می کنند و به نحو بنیادی تری از واقعیت های پیش از این غالب طبیعت یا زندگی معنوی با تجربه ها و امیال شخصی ما تعامل دارند ( مالپاس ، 1388 : 173 ).. به عبارت دیگر فراواقعیت نوعی توهم گسترده است که به یاری مکانیسم های پیشرفتۀ جهان مدرن یعنی رسانه های الکترونیک و همچنین تمامی امکانات تکنولوژیک تغییر واقعیت نظیر دستکاری های ژنتیک ، جراحی پلاستیک ، صحنه پردازی ها و ... ساخته می شود ( فکوهی ، 1386 : 321 ) .

شبیه سازی :  بودریار کتابی دارد تحت عنوان وانموده ها(simulations) که در این کتاب جهان، بدون عمق شبیه سازی شده یعنی وانمود شده(simulacrum) است.
نوذری آن را اینگونه بیان می کند که : simulation  فرآیندی است که به وسیله آن بازنمودهای (representation) چیزها؛ جایگزین چیزهایی می شود که باز می نمایاند، به شکلی که ما فکر می کنیم بازنمودها مهمتر از امر واقعی هستند (نوذری، 1388: 250). به عبارت دیگر در شبیه سازی تولید خلاقانه و ابتکاری وجود ندارد ، بلکه اشیاء و رویدادها تنها بازتولید می شوند و اصالت ندارند . شبیه سازی ها تمایز میان واقعیت و نشانه ها را از بین می برند و کاری می کنند که دیگر نمی توان واقعیت ها را از نماها و نشانه ها تشخیص داد ( ریتزر ، نظریۀ جامعه شناسی در دوران معاصر ، 1386 : 829 ) .

مبادلۀ نمادین : منظور بودریار از مبادلۀ نمادین فرآیند برگشت پذیر هدیه دادن و گرفتن ـ مبادلۀ ادواری هدایا و هدایای متقابل ـ است . او این نوع مبادله و جوامع بدوی را که چنین چیزی در آن ها روی می دهد مورد تمجید قرار می دهد ( ریتزر ، مبانی نظریۀ جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن ، 1389 : 413 ) . بودریار در استفاده از این واژه ( مبادله نمادین ) تحت تأثیر هدیۀ مارسل موس و مفهوم هزینۀ ژرژ باتای بوده است ( لین ، 1387 : 67 ) .

فریبندگی  ( اغوا ) : بودریار می گوید فریبندگی ماهیتاً بازی جلوه ها میان یک سوژه و ابژه است ( بازی ای که معمولاً میان افراد صورت می گیرد ، اما گویای روابط سوژه ـ ابژۀ دیگری است ) . فریبندگی ، فرآیند دَوَرانی چالش ، پیش افتادن ، و مرگ است ( هوروکس و ژوتیک ، 1387 : 96 ) .

کد ( رمز ) : نظامی از قواعد که به ما امکان می دهد نشانه ها را بفهمیم و مهم تر از آن بفهمیم آن ها چگونه به یکدیگر مربوطند ( ریتزر ، مبانی نظریۀ جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن ، 1389 : 408 ) .

•    انتقادات
انتقادات وارده به نظریات ژان بودریار را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1)آراء خود را در قالب تاریخی یا جامعه شناسی ارائه نمی کند.
2)کارش اجمالی ، فراگیر ، بسته و آمرانه است .
3)مطالعاتش با نظریه های تعمیم بخش ، کلان نگر ناسازگار است.
4) سرمایه داری را بیش از حد نمادین ساخته و به قدر کافی به وجه مادی آن توجه ندارد.
5)عدم توجه به واقعیت های اجتماعی و توجه بیش از حد به نشانه ها که واقعیت را تحریف می کند ( سیدمن ، 1388 : 232 ) .
جمع بندی
ژان بودریار از جمله متفکران فرانسوی به شمار می آید که در حیطۀ پست مدرن آثار مشهوری نوشته و از نمایندگان اصلی این جنبش فکری به حساب می آید . وی که مارکسیست ها او را آدم بد بین و کلبی مسلکی می دانند ، دیدگاه بدبینانه و ناامیدانه ای نسبت به واقعیت ها و نمودهای اقتصاد سرمایه داری دارد . چون خودش مارکسیست بوده ، و بعد از خروج از دیدگاه مارکسیستی نقدهایی را به مارکس وارد می کند و می گوید که : مارکس به « ویروس اندیشۀ بورژوازی » آلوده شده بود . وی دید منفی به رسانه ها داشت و کار رسانه ها را فروپاشی امر اجتماعی می دانست . بودریار جهان امروزی ( آمریکا ) را نوعی جهان غیر واقعی و شبیه سازی شده می داند.  بودریار در کتاب جامعه مصرفی اش ، که اساس این را از اثر انسان تک ساحتی مارکوزه گرفته است ، معتقد است که مردم توسط فرهنگ و تبلیغات تحت استثمار هستند و این امر آنها را به سمت مصرف گرایی سوق می دهد. پدیده مصرفی بودن و رقابت بین اشیاء در گذشته فقط بین اشراف و فئودال ها وجود داشته است ولی امروزه همۀ مردم در حال رقابت هستند و این به نفع نظام سرمایه داری است که مصرف گرایی را ترویج می کند.

منابع و مآخذ
•    بودریار، ژان. (1387). در سایه اکثریت خاموش. ترجمه پیام یزدانجو ، چاپ دوم ، تهران : نشر مرکز.
•    پین ، مایکل (1383 ) ، فرهنگ اندیشۀ انتقادی؛ از روشنگری تا پسامدرنیته ، ترجمۀ پیام یزدانجو ،چاپ دوم ، تهران : نشر مرکز.
•    ریتزر ، جورج (1386 ) ، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر ، ترجمۀ محسن ثلاثی ، چاپ دوازدهم ، تهران : انتشارات علمی .
•    ریتزر ، جرج (1389 ) ، مبانی نظریه جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن ، ترجمۀ شهناز مسمی پرست ، تهران : نشر ثالث.
•    سیدمن ، استیون (1388 ) ، کشاکش آرا در جامعه شناسی ، ترجمۀ هادی جلیلی ، چاپ دوم ، تهران : نشر نی .
•    فکوهی ، ناصر (1386 ) ، تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی ، چاپ پنجم ، تهران : نشر نی.
•    کهون ، لارنس (1388 ) ، متن هایی برگزیده از مدرنیسم تا پست مدرنیسم ، ترجمۀ عبدالکریم رشیدیان ، چاپ هفتم ، تهران : نشر نی.
•    کیویستو ، پیتر (1388 ) ، اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی ، ترجمۀ منوچهر صبوری ، چاپ هفتم ، تهران : نشر نی .
•    گیبینز، جان آر و بو ریمر (1381 ) ، سیاست پست مدرنیته ؛ در آمدی بر فرهنگ و سیاست معاصر ، ترجمۀ منصور انصاری ، تهران : انتشارات گام نو .
•    گیدنز، آنتونی با همکاری کارن بردسال (1389 ) ، جامعه شناسی ، ترجمۀ حسن چاوشیان ، چاپ پنجم ، تهران : نشر نی .
•    لچت، جان (1383 ) ، پنجاه متفکر بزرگ معاصر؛ از ساختارگرایی تا پسامدرنیته ، ترجمۀ محسن حکیمی ، چاپ سوم ، تهران : انتشارات خجسته .
•    لین، ریچارد جی (1387 ) ، ژان بودریار ، ترجمۀ مهرداد پارسا ، تهران : انتشارات فرهنگ صبا .
•    مالپاس، سایمون (1388 ) ، پسامدرن ، ترجمۀ بهرام بهین ، تهران : انتشارات ققنوس .
•    محمدی اصل، عباس (1388 ) ، نظریه های جامعه شناسی ، تهران : انتشارات جامعه شناسان .
•    نوذری، حسینعلی (1388 ) ، صورتبندی مدرنیته و پست مدرنیته ؛ بسترهای تکوین تاریخی و زمینه های تکامل اجتماعی ، چاپ سوم ، تهران : انتشارات نقش جهان .
•    هوروکس، کریس و زُران ژوتیک (1387 ) ، بودریار؛ قدم اول ، ترجمۀ پیام یزدانجو ، تهران : پردیس دانش و نشر و پژوهش شیرازه .

http://fa.wikipedia.orghttp://anthropology.ir

 

معرف  : جناب آقای مهندس اکبر برزگری مولان

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی مطالب خلاف نظام ، شئونات اجتماعی ، توهین یا افترا به کسی می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
برای تماس با شما لطفا ایمیل خود را بدرستی وارد کنین تا با شما اگر لازم باشد در تماس باشیم .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ما همیشه هستیم